11 January 2008

اروندرود

دیگر عادت کرده ایم که هر از چند گاهی شنونده آفند های علیرضا نوری زاده به رگ های حیاتی ملت ایران باشیم. پس از چرند بافی های این شخص در مورد بحرین که بدان پرداختیم ، اخیراً این میرزا بنویس ضد ایرانی ترین روزنامه های تازی، ماموریت یافته تا این بار در نام ایرانی و راستین اروند رود تشکیک ایجاد نماید. نامبرده چندی پیش در برنامه تلویزیونی صدای آمریکا، هنگامی که در خصوص سخنان جلال طالبانی و قرارداد الجزایر سخن می گفت، پس از آن که چند بار از نام جعلی شط العرب سخن راند گفت

البته نام حقیقی این رود شط العرب است که در زمان رژیم پیشین به دلیل نام نهادن خلیج عربی به جای خلیج فارس از سوی اعراب، شاه،  نام اروند را بر آن رود نهاد. ولی همان گونه که عرب ها باید بگویند خلیج فارس ما هم باید بگوییم شط العرب

البته ما کاملاً بر این امر واقفیم که سخنان جناب نوری زاده نه از روی نا آگاهی بلکه به خاطر انجام آن ماموریتی است که به خاطرش پول دریافت می دارد اما برای روشن شدن افکار عمومی و ثبت در تاریخ، در این نوشتار به بررسی مختصری از پیشینه نام اروندرود می پردازیم تا مشخص شود که این نام ساخته و پرداخته ی رژیم پیشین است یا نام چند هزار ساله این رود

در روزگاران دور، رود های دجله و فرات بدون این که به هم بپیوندند مستقیماً به خلیج فارس می ریختند و نام دجله را اروند رود بود. اروند به چم ( معنای ) « تند و تیز » است و چون این رود از کوه های پر شیب ترکیه سرچشمه می گیرد و بسیار خروشان است، بدین نام خوانده می شد. نام تازی دجله نیز به همین چم است ( ر.ک : نامه باستان، میر جلال الدین کزازی، جلد یکم، ص 307 ). اسناد کهن ایران زمین که در شاه نامه بازتاب یافته است قدمت این نام را دست کم به دوران فریدون، شاهنشاه ایران می رساند. استاد فرزانه توس، در اثر شگرف خود این گونه آورده است

 

به اروند رود اندر آورد روی

چنان چون بُوَد مرد دیهیم جوی

اگر پهلوانی ندانی زبان

به تازی تو اروند را دجله خوان

چو آمد به نزدیک اروند رود

فرستاد زِی رودبانان درود 

 

همچنین در جریان خواب دیدن انوشیروان می فرماید

خروش آمد از راه اروندرود

به موبد چنین گفت هست این درود

نیز اروند رود نام یکی از هفت رودخانه سپند ( مقدس ) در اوستا می باشد ( ر. ک : حقوق بین الملل دریاها و مسایل ایران، دکتر بهمن آقایی ص صد و بیست و هفت

 

همچنین حمد الله مستوفی در نزهة القلوب، جلد 3 صفحات 214 و 215 پس از توضیحاتی راجه به به هم پیوستن دجله و فرات می نویسد

آب هایی که از خوزستان در می رسد به آن جمع گشته شط العرب می شود ... و فرس آن را اروند رود می خواند

 

حال با واگویه کردن اسناد تاریخی که شوندی بر نام راستین اروند رود است باید از نوری زاده پرسید : آیا شاهنامه و نزهة القلوب و اوستا در زمان رژیم پیشین نگاشته شده؟ شاید هم نویسندگان آن رسول پرویزی و شجاء الدین شفا و صادق سرمد بوده اند

 

 

10 January 2008

عملیات کربلای 5

687d52d797eb7e869c8c1ef2ce7ae1cb.gifانهدام 35 درصد ارتش عراق و تثبیت موقعیت برتر سیاسی – نظامی ایران
موفقیت‌های ایران در عملیات بزرگ کربلای ‌٥ و احتمال پیروزی نظامی قریب الوقوع آن، دنیا را به این نتیجه رساند که راه های به پایان رساندن جنگ را با تصویب قطعنامه ‌٥٩٨ هموار سازد، قطعنامه‌ای که در آن برای اولین بار به نظرات ایران توجه شده بود
در آستانه سالروز این نبرد عظیم، مقاله حاضر به مرور و ارزیابی روند نظامی این عملیات می‌پردازد

عملیات کربلای ‌٥ ضمن تثبیت موقعیت برتر سیاسی – نظامی ایران که با فتح فاو حاصل شده بود، به لحاظ پیشروی در زمین منطقه شرق بصره و نزدیک شدن رزمندگان به شهر بصره و قرار گرفتن این شهر در بُرد توپخانه، قوای  ایران را در برابر حملات وسیع دشمن به شهرها و مردم بی‌دفاع، از موقعیت مناسبی برخوردار کرد تا با عملیات بازدارنده و اجرای آتش پرحجم توپخانه و کاتیوشا روی شهر بصره، عراق را از ادامه حملات به شهرها منصرف نماید. علاوه بر این، درهم شکستن قویترین استحکامات دشمن در این منطقه، حاکی از توانمندی ایران و ناتوانی دشمن در مقاومت و باز‌پس‌گیری مناطق تصرف شده بود. ضمن اینکه انهدام وسیع ارتش عراق، از جمله ویژگی های عملیات کربلای ‌٥ بود که در ابعادی حتی غیرقابل مقایسه با عملیات های گذشته صورت گرفت

انهدام دشمن در کربلای ‌٥، به مراتب، بیش از والفجر‌٨ بود، به گونه‌ای که حتی تحلیلگران غرب، ناچار از اعتراف به گوشه‌ای از این مسئله شدند. انهدام دشمن موجب شد، علی‌رغم اینکه زمین شلمچه از ارزشمندی قابل ملاحظه‌ای در زمینه سیاسی - نظامی برخوردار بود، دشمن حفظ نیرو را بر حفظ و یا بازپس گیری مناطق تصرف شده، ترجیح دهد

پس از گذشت چند روز از عملیات، دشمن که خود را پیدا کرده و فلش های اصلی عملیات را پی برده بود، اکثریت یگانهای توپخانه خود را وارد منطقه کرد (بیش از ‌٤٥ گردان)، و بدون هیچگونه محدودیت، به ریختن آتش در منطقه، اقدام کرد. شدت آتش دوطرف درگیر در منطقه، به حدی بود که تا گذشت چندین ساعت از روز (به ‌خاطر ادامه اثر سردی هوا)، از سنگینی گاز ناشی از سوختن باروت، فضای منطقه همچنان تیره و تار بود - به‌طوری که هواپیماهای خودی و دشمن، در ساعات اولیه، از دید کافی برخوردار نبودند. مقدار گازهای موجود در هوا، به حدی زیاد بود که تنفس را مشکل می‌ساخت
اظهارات فرمانده لشکر ‌٣٣ المهدی، در مورد آتش موجود در منطقه، بخوبی گویای مطالب فوق است

اینطور آتش، من تا به حال ندیده بودم... جنگ اینجا تماشایی است... قوطی کنسرو روی زمین سالم نمانده! من نمی‌دانم اینجا چقدر برای دشمن اهمیت دارد! یک سرمایه کلانی روی نهر جاسم گذاشته است. اینقدر آتش می‌ریزد که اسرا را هم نمی‌شود آورد عقب؛ تلف می‌شوند


متقابلاً، آتش خودی نیز همچون عملیات فاو، حجیم و متمرکز بود و با توجه به نقطه ضعفی که ما از عراق سراغ داشتیم (اتکای به جاده‌های ارتباطی)، با آتش دیده‌بانی شده خود، تلفات غیرقابل جبرانی بر آنها وارد کردیم. اسرای عراقی، بدون استثنا، از شدت آتش ما و مؤثر بودن آن، با شگفتی یاد می‌کردند

یگانهای عراقی، که بدون توجیه و با تعجیل، وارد منطقه می‌شدند، قبل از رسیدن به محل درگیری، بر اثر آتش خودی تلفات زیادی متحمل می‌شدند، به‌طوری که گاهی اوقات، از یک گردان، فقط چندین نفر پای کار می‌رسیدند

05 January 2008

بازگشت قجر

 3d1a796c7184a3eb32761f8b58594aab.jpg

حجم اخبار بد بر علیه منافع ملی و تمامیت سرزمینی ایران این روزها آن چنان گسترده شده که به جرات می توانم بگویم در 25 سال عمرم هرگز بیننده آن نبودم و تنها مورد مشابه را در کتاب های تاریخ مربوط به قاجار خوانده ام

کوتاهی در خصوص حق 50 درصدی ایران در دریای مازندران، زمزه های ساخت و پاخت در خصوص تغییراتی در قرارداد الجزایر و مرز ایران در اروندرود که با سفر هیات عراقی به ایران قوت گرفت، بی تفاوتی نسبت به نام خلیج فارس و... همه و همه نوستالوژی گلستان و ترکمان چای و آخال را در انسان زنده می کند. گویی به عصر قجر برگشه ایم و یا قجرهایی دیگر به زمان ما آمده اند

اما نمی شود به عهد قجر ( یا عصر حجر ) بازگشت و میرزا آقاخان نوری نداشت. منوچهر خان متکی گویا قصد دارد گوی سبقت را از سلف خود برباید. گمان می کنم با گفتن جملاتی به این مضمون نیز تا حد زیادی موفق شده است

آن ها که دم از سهم 50 درصدی ایران در دریای مازندران می زنند دشمنان ملت ایران هستند

نمردیم و معنی دشمنی را نیز فهمیدیم. به جناب متکی این نوید را می دهیم که تاریخ دشمنان ملت ایران را به خوبی مشخص خواهد کرد. هرچند که همین امروز نیز بر همگان روشن است

 

: بار دیگر اعلام می کنیم

قراردادهای 1920 و 1941 ایران و شوروی و قرارداد الجزایر تنها قراردادهای معتبر از نظر ملت ایران است و هرگونه توافقی بر خلاف مفاد این 3 قرارداد بی اعتبار است