24 May 2009

زینهار در مورد داد و ستد با منافع ملی

هر روز كه مي‌گذرد اين باور كه برخي افراد و گروه‌ها مي‌كوشند تا با استفاده از فضاي ويژه‌ي پيش از انتخابات رياست جمهوري و سرگرمي دولت‌مردان و سياست‌مداران و سرگرم‌سازي ملت با جنجال‌هاي انتخاباتي, برخي برنامه‌هاي ضد ملي و ناقض تماميت ارضي كشور را به اجرا بگذارند, پررنگ‌تر مي‌شود.

دليل نخست,‌ گفته‌‌هاي آقاي متكي به معاون نخست وزير كشور آفريقايي گابن در مورد سهم ايران در درياي مازندران است كه با توجه به نبود هيچ ارتباطي بين مسائل مربوط به درياي مازندران با كشور كوچك گابن و معاون نخست وزير آن, به نظر مي‌آيد پيش كشيدن چنين مساله‌اي در اين برش از زمان, زمينه‌چيني براي اعلام تصميمي است كه گرفته شده و توافقي است كه اي بسا به مرحله نهايي هم رسيده است.

دليل دوم, چاپ و انتشار پوستر اجلاس وزراي ورزش كشورهاي آسيايي است كه زمينه‌ي اصلي آن نقشه‌ي ايران و پرچم رسمي كشور است, اما از واژه‌ي خليج فارس در آن نشانه‌اي نيست. اين امر از آن رو اهميت دارد كه به تازگي افشا شد كه وزراي كشورهاي عربي در نشست سال گذشته در جده, شرط شركت در بازي‌هاي ورزشي در ايران را گذاشتن عنوان خليج عربي, يا خليج، بر تمامي نقشه‌ها, پوسترها, تقديرنامه‌هاٍ و ... ذكر كرده بودند. همين تقاضاي بي‌شرمانه, بار ديگر در اجلاسي كه به تازگي در تهران تشكيل شد, تكرار گرديد كه با واكنش برخي رسانه‌هاي مسئوليت‌شناس و گروه‌هاي گسترده‌اي از ايرانيان روبه‌رو گرديد.

اما انتشار پوستر بازي‌هاي آسيايي نشان داد برخي از دولت‌مردان، به ويژه آن‌ها كه از خوان يغماي بودجه‌هاي بي‌حساب و كتاب ورزشي لقمه‌هاي چرب برمي‌گيرند و منافع شخصي را برتر از منافع ملي مي‌شمارند, و در عين حال از حساسيت غرورانگيز ايرانيان نسبت به منافع ملي آگاهند, به خيال خود زرنگي كرده و با طراحي خدعه‌آميز يك پوستر, نمادهاي ورزش‌هاي گوناگون را در اندازه‌هاي كوچك برگرداگرد شرق, غرب و شمال ايران جا داده‌اند, اما همين نمادها بر روي نقشه‌ خليج فارس چنان بزرگ جاسازي شده كه به خيال خودشان,‌ اگر كسي ايراد گرفت كه پس كو نام خليج فارس؟ نمادها را شاهد بياورند و بگويند جايي براي گذاشتن نام خليج‌فارس باقي نمانده است.

هر دانش‌آموز سال اول دنياي سياست و روابط بين‌الملل با مشاهده اين پوستر و توجه به تقاضاي بي‌شرمانه‌ي حكام و شيوخ عرب مي‌فهمد كه تهيه‌ي اين پوستر در واقع تمكين به تقاضاي آن‌ها است.

اما آن چه كه تهيه كنندگان اين پوستر از نظر دور داشته‌اند, هوشياري ملي ايرانيان است.

ايرانياني كه اين پوستر حقارت‌‌آميز را ديده‌اند و اخبار سانسور شده‌ي دست ‌نشاندگان حكام و شيوخ عرب در مورد حذف نام خليج فارس را خوانده‌اند, تهيه, ‌چاپ و انتشار اين پوستر را تمكين حقارت‌آميزي به درخواست بي‌شرمانه‌ي سران تعدادي از كشورهاي عربي ارزيابي مي‌كنند و مي‌دانند چنين تمكيني دامنه‌ي ادعاهايي از اين نوع را گسترش مي‌دهد و ديري نخواهد گذشت كه « مدعي دروغين » جاي« صاحب حق » را خواهد گرفت.

از اين رو, خواست همگاني ايرانيان در اين شرايط عبارت است از:

1- عدم انجام هر گونه توافق يا امضاي قراردادي كه سهم ايران از درياي مازندران را به زير 50 درصد بكشاند.

2- جمع‌آوري پوسترهاي ننگين و ضد ملي بازي‌هاي آسيايي, پي‌گيري‌ عاملان چاپ اين پوستر، دادن پاسخ كوبنده به ادعاي شرم‌آور، تكراري و دروغين سران عرب در مورد خليج فارس و جزاير سه‌گانه‌ي تنب‌ها و ابوموسي و در صورت لزوم برگزاري اين مسابقات بدون حضور گروه‌هاي ورزشي پاره‌اي از كشورهاي باج‌خواه عربي

 

ترديدي نيست اگر جز اين شود، ورزشكاران غيرتمند و ميهن‌دوست كشورمان از حضور در اين بازي‌ها خودداري مي‌كنند و ملت ايران نيز چنين بازي‌هايي را مورد تحريم همه جانبه قرار خواهند داد.

 

گروهي از نويسندگان, فعالان اجتماعي, نهادهاي مردمي و انجمن‌هاي فرهنگي

10 August 2008

تجاوز وحشیانه روسیه به سرزمین ایرانی گرجستان

گرجستان و سرزمین قفقاز رگ حساس ایران است. همین که نوک نیشتر استیلای روس به آن رگ برسد فوراً خون ضعف از دل ایران برون خواهد رفت و چنان ناتوان خواهد شد که هیچ پزشک حاذقی نتواند آن را بهبود بخشد

راهبرد ( وصیت نامه ) پتر

هرچند بنا نبود این تارنگار تا چند ماه دیگر بروز گردد اما تجاوز وحشیانه روسیه به بخشی از سرزمین های ایران ( گرجستان ) سبب این توفیق اجباری گشت. تزار پوتین گویا بار دیگر راهبرد پتر را همچون اسلاف جنایتکارش در سر لوحه امور قرار داده و پس از چند سال سیاست بازی سر انجام تجاوز را آغاز کرده است

گرجستان بخش همیشگی سرزمین ایران است و تجاوز به این کشور دقیقاً به مانند تجاوز به خراسان، گیلان، آذربایجان، بوشهر و... می باشد. ما ضمن محکوم کردن این جنایت آشکار که تا کنون موجب کشته شدن بیش از 2000 تن از هم میهنان گرجی ما شده خواستار خروج هرچه سریعتر چکمه پوشان تزار از این سرزمین هستیم. اختلاف گرجستان با اوستیای جنوبی یک  اختلاف درونی بین دو گروه از ایرانیان است که باید با کمک دیگر ایران حل شود

از همه ایرانیان میهن پرست نیز خواستاریم تا از این موضوع بی تفاوت نگذرند و به هر گونه که صلاح می دانند اعتراض کنند

 

7e00b9693a27839a2629723d524dd720.jpg دولت فراگیر ملی

 

11 January 2008

اروندرود

دیگر عادت کرده ایم که هر از چند گاهی شنونده آفند های علیرضا نوری زاده به رگ های حیاتی ملت ایران باشیم. پس از چرند بافی های این شخص در مورد بحرین که بدان پرداختیم ، اخیراً این میرزا بنویس ضد ایرانی ترین روزنامه های تازی، ماموریت یافته تا این بار در نام ایرانی و راستین اروند رود تشکیک ایجاد نماید. نامبرده چندی پیش در برنامه تلویزیونی صدای آمریکا، هنگامی که در خصوص سخنان جلال طالبانی و قرارداد الجزایر سخن می گفت، پس از آن که چند بار از نام جعلی شط العرب سخن راند گفت

البته نام حقیقی این رود شط العرب است که در زمان رژیم پیشین به دلیل نام نهادن خلیج عربی به جای خلیج فارس از سوی اعراب، شاه،  نام اروند را بر آن رود نهاد. ولی همان گونه که عرب ها باید بگویند خلیج فارس ما هم باید بگوییم شط العرب

البته ما کاملاً بر این امر واقفیم که سخنان جناب نوری زاده نه از روی نا آگاهی بلکه به خاطر انجام آن ماموریتی است که به خاطرش پول دریافت می دارد اما برای روشن شدن افکار عمومی و ثبت در تاریخ، در این نوشتار به بررسی مختصری از پیشینه نام اروندرود می پردازیم تا مشخص شود که این نام ساخته و پرداخته ی رژیم پیشین است یا نام چند هزار ساله این رود

در روزگاران دور، رود های دجله و فرات بدون این که به هم بپیوندند مستقیماً به خلیج فارس می ریختند و نام دجله را اروند رود بود. اروند به چم ( معنای ) « تند و تیز » است و چون این رود از کوه های پر شیب ترکیه سرچشمه می گیرد و بسیار خروشان است، بدین نام خوانده می شد. نام تازی دجله نیز به همین چم است ( ر.ک : نامه باستان، میر جلال الدین کزازی، جلد یکم، ص 307 ). اسناد کهن ایران زمین که در شاه نامه بازتاب یافته است قدمت این نام را دست کم به دوران فریدون، شاهنشاه ایران می رساند. استاد فرزانه توس، در اثر شگرف خود این گونه آورده است

 

به اروند رود اندر آورد روی

چنان چون بُوَد مرد دیهیم جوی

اگر پهلوانی ندانی زبان

به تازی تو اروند را دجله خوان

چو آمد به نزدیک اروند رود

فرستاد زِی رودبانان درود 

 

همچنین در جریان خواب دیدن انوشیروان می فرماید

خروش آمد از راه اروندرود

به موبد چنین گفت هست این درود

نیز اروند رود نام یکی از هفت رودخانه سپند ( مقدس ) در اوستا می باشد ( ر. ک : حقوق بین الملل دریاها و مسایل ایران، دکتر بهمن آقایی ص صد و بیست و هفت

 

همچنین حمد الله مستوفی در نزهة القلوب، جلد 3 صفحات 214 و 215 پس از توضیحاتی راجه به به هم پیوستن دجله و فرات می نویسد

آب هایی که از خوزستان در می رسد به آن جمع گشته شط العرب می شود ... و فرس آن را اروند رود می خواند

 

حال با واگویه کردن اسناد تاریخی که شوندی بر نام راستین اروند رود است باید از نوری زاده پرسید : آیا شاهنامه و نزهة القلوب و اوستا در زمان رژیم پیشین نگاشته شده؟ شاید هم نویسندگان آن رسول پرویزی و شجاء الدین شفا و صادق سرمد بوده اند

 

 

1 2 3 4 5 6 7 8 Next