17 December 2007

برآیند ناتوانی آمریکا

  8a3499199a211be453f7a96269876691.jpg

بازدیدکنندگان دائمی این تارنگار، از موضع نگارنده در خصوص موضوع هسته ای ایران آگاه هستند. من، همواره بر این اعتقاد بودم که در پیش برد اهداف هسته ای، نباید از های و هوی ها ترسید و ایستادگی ملت ایران در برابر تهدیدها سرانجام نتیجه خواهد داد. انتشار گزارش شانزده آژانس اطلاعاتی آمریکا در هفته گذشته، خوشبختانه درستی این نظر را ثابت کرد

به اعتقاد من، این گزارش تنها نشان دهنده ناتوانی دولت آمریکا در جلوگیری از دستیابی ملت ایران به حقوق مسلم خویش است. برخلاف نظری که اعلام می کند : « با انتشار این گذارش حمله نظامی آمریکا به ایران منتفی شده است » من بر عکس اعتقاد دارم که : « منتفی شدن حمله نظامی آمریکا باعث انتشار این گذارش شده است » . دکتر احمدی نژاد نیز در سخنان خود در ایلام به درستی به این موضوع اشاره کرد و گفت : آمریکا برای خارج کردن خود از بحران این گزارش را منتشر کرده. پس از دو سال هوچی گری و تبلیغات بی امان، آمریکا و متحدانش برای سرپوش گذاشتن به ناتوانی های خود، ناچار شدند تا اعلام کنند که ایران هم اکنون برنامه نظامی هسته ای ندارد و این نشان می دهد که

ایستادگی، تنها راه پیش روی ما است

در همین رابطه

 راه بسته برای کاغذ پاره ها

خداحافظ مصدق

ورود به فاز صنعتی

از گردنه گذشتیم

20 November 2007

راه بسته برای کاغذ پاره ها

طشت رسوایی آمریکا و هواداران داخلی و خارجی اش این بار از بام آژانس بین المللی انرژی هسته ای  بر زمین افتاد. آخرین82166a7b35c24fbe10b2c8d60776292d.jpg گذارش محمد البرادعی به روشنی بیان می کند که ایران هیچ گونه انحرافی از مسیر صلح آمیز فعالیت هایش نداشته است و همه همکاری های لازم را با بازرسان آژانس انجام داده است

باید توجه داشت که درخواست های غیر قانونی شورای امنیت و1+5 مبنی بر تعلیق غنی ساری اورانیوم، بر پایه ی بهانه جویی ها در زمینه قصد ایران برای کاربرد های نظامی انرژی هسته ای بود که با اعلام صریح آژانس، دیگر یاوه سرایی های آنان دستاویزی ندارد

هرچند برای ما به خوبی آشکار است که دشمنان قسم خورده ملت ایران همچون سیصد سال گذشته، باز هم به بهانه های دیگر و با پروپاگاندا و تبلیغات شدید خود، تمام توان خود را جهت جلوگیری از دستیابی ملت ایران به حقوق خود به کار خواهند بست، اما این بار باید بدانند که دستشان برای مردم ایران رو است

ما نه تنها فن آوری صلح آمیز هسته ای را حق مسلم خود می دانیم، بلکه به صراحت اعلام می کنیم که ایران، برای نیرومندی خود باید به هر سلاح پیشرفته ای، به ویژه سلاح اتمی مجهز شود

11 April 2007

خداحافظ مصدق

در درازای دست کم صد سال گذشته در تاریخ ایران، ملی شدن صنعت نفت در میان حرکت های ملی از نمود بیشتری برخوردار بود. این شاید به دلیل پنجه در پنجه شدن ایران در جریان این نهضت با دشمنان خارجی ایران و خاک مال کردن پوزه امپراتوری فخیمه بود. نفرتی که ایرانیان از انگلیسی ها در سال های پیش از آن اندوخته بودن سبب آن شد تا نهضت ملی شدن صنعت نفت در حافظه تاریخی ملت ایران به عنوان ملی ترین حرکت دوران معاصر شناخته شود. دکتر مصدق نیز در این میان نماد و سمبل این حرکت و تمامی جنبش های ناسیونالیستی پس از آن شد. این گونه بود که در کنار بیشینه کسانی که در این سال ها سخنی از از ایران می آوردند و درد میهن داشتند _ یا دست کم این گونه نشان می دادند _ عکسی از دکتر مصدق بود و یادی از ملی شدن صنعت نفت

اما دیگر تمام شد. کار بس سترگ تر از ملی شدن صنعت نفت در سایه دشمنی ها و کینه های بس بزرگتر دشمنان و خیانت های بیشتر خود فروختگان داخلی انجام گرفته است. دستیابی به فن آوری هسته ای _ حتی اگر در همین مرحله متوقف شود که نمی شود _ جایی برای خودنمایی ملی شدن نفت و رهبر آن ، مصدق باقی نگذاشته است. البته هرچند رهبری شجاعانه دکتر احمدی نژاد نقش چشمگیری در به بار نشستن آن بازی می کند _ نگاه کنید به وضیت پرونده هسته ای ایران در دوران آخوند عبا شکلاتی _ اما این با دیگر فن آوری هسته ایران باید به پای "ملت ایران" نوشت نه شخص خاصی. این بار دیگر نباید نیروهای "احمدی نژادی" در کنار نیروهای " مصدقی" اختراع شود. این دستاورد پاداش ایستادگی و رنج کشیدگی های " ملت ایران" است

نام دکتر مصدق ، شهید دکتر فاطمی و همه دست اندر کاران ملی شدن صنعت نفت در برگهای زرین کتاب ناسیونالیسم ایران نگاشته شده اما امروز روزی است که با شجاعت می گویم : خداحافظ مصدق

09 April 2007

ورود به فاز صنعتی

سرانجام پس از روزها انتظار دکتر احمدی نژاد خبر خوش هسته ای را اعلام کرد و ایران وارد فاز صنعتی غنی سازی اورانیوم گشت. هرچند در مقایسه با آنچه ایران هم اکنون باید به آن دست یافته باشد بسیار عقب هستیم اما با توجه به کار شکنی های سه ساله دولت خاتمی و فشار های خارجی این پیشرفت ایران جای خرسندی دارد. آن چه که اکنون اهمیت ویژه ای دارد نگهداری این دستاورد هاست که بسیار دشوار می نماید. هر گامی که ملت ایران به پیش می گذارد دشمنی های انیران صد چندان می گردد. وجود اعتماد به نفس در این شرایط نقش مهمی ایفا می کند. اعتماد به نفس در کنار حفظ اتحاد مارا به آن چه می رساند که در سال سی و دو نرسیدیم

همه روی یکسر به جنگ آوریم

جهان بر بداندیش تنگ آوریم ـگ  

11 February 2007

از گردنه، گذشتیم

medium_a_taligh123.jpg

 

دکتر احمدی نژاد بار دیگر در جمع صدها هزار نفر مردمی که مصرانه ادامه پیشرفت برنامه هسته ای را خواستار بودند اعلام کرد :" غنی سازی اورانیوم را حتی برای یک روز تعلیق نخواهیم کرد". این همان خواست تاریخی ملت ایران در سده هاست که تسلیم نشدن در برابر فشار های دشمنان ایران و پایفشاری بر حقوق خویش را خواستارند. رییس جمهور در بخشی از سخنان خود اعلام کرد :

"...  ملت، رهبري و دولت ايستاده‌اند و در اين سرزمين احدي حق ندارد سر سوزني از حقوق ملت ايران عقب نشيني كند و هر كسي در عمل و كلامش سر سوزني كوتاهي در حق ملت ايران مشاهده شود، آن شخص منفورترين انسانها در نزد ملت ايران خواهد بود. دشمنان تا چند ماه حرفها و اقداماتي را خواهند زد، اما ملت ايران در 22 بهمن 85 از گردنه عبور كرده و حق مسلم خود را تثبيت نموده است و تا روز 20 فروردين سال 86 به طور متناوب شما پيشرفت هاي ملت ايران را شاهد خواهيد بود"

سخنان قاطعانه رییس جمهور در کنار حضور گسترده مردم و خواستشان بر ادامه راهبرد هسته ای احمدی نژاد تیر خلاص را به شقیقه جبهه مرعوبان داخلی طرفدار تسلیم، از جمله رفسنجانی، محسن رضایی و لاریجانی شلیک کردو نشان داد این راهی که ملت ایران در پیش گرفته است بازگشت پذیر نیست

باید منتظر ماند و دید اقدام بعدی دشمنان ایران که از جنگ روانی و ترساندن ایرانیان طرفی نبسته اند چه خواهد بود

متن کامل سخنرانی دکتر محمود احمدی نژاد

medium_249235_orig.jpg

medium_249284_orig.jpg 

 

12 January 2007

موج جدید تبلیغات

در ماه های اخیر حجم تبلیغات آمریکا و متحدان داخلی و خارجی اش به گونه ای بی سابقه افزون گشته است. این تبلیغات دقیقاً در راستای فریب ملت ایران در دست کشیدن از حقوق مسلم هسته ای اش است. آمریکایی ها تبلیغات خود را به دوبخش عمده تقسیم کرده اند : نخست تاکید هر از چند گاه رهبران آمریکا و اروپا بر قبول داشتن حقوق صلح آمیز هسته ای ایران و تاکید بر این نکته که جمهوری اسلامی در پی دستیابی به سلاح اتمی است واین که انرژی هسته ای _چه صلح آمیز و چه در فاز نظامی_ برای مردم گرسنه ایران نان و آب نمی شود. آمریکایی ها و مهره های داخلی اشان که بیشتر از نیروهای اصلاح طلب و حامیان سابق ملا ممّد خاتمی و دکتر معین هستند به گونه ظریفی قصد دارند تا حساب جمهوری اسلامی را از حساب مردم ایران در پروژه هسته ای جدا کنند در حالی که حساب این دو در هرچه که جدا باشد در این مورد یکی است. به گواه تاریخ آمریکایی ها حتی در زمان رژیم پیشین نیز در راه دستیابی ایران به فن آوری هسته ای جفتک پرانی می کردند. سخنان منوچهر یزدی نماینده پیشین مجلس شورای ملی و اردشیر زاهدی از سیاسیون شناخته شده و نزدیک به شخص شاه گواهی بر این مدعاست. اردشیر زاهدی در برنامه ای که به مناسبت مرگ جرالد فورد رییس جمهور پیشین آمریکا در صدای آمریکا شرکت کرده بود یاد آور شد که آن ها حتی در زمان فورد_ که روابط بسیار نزدیک و دوستانه ای با شاه داشت _ بر سر راه ایران در دستیابی به فن آوری هسته ای سنگ اندازی می کردند

آفند تبلیغاتی دیگرآمریکایی ها تلاش دوباره آن ها برای تفرقه افکنی میان ملت بزرگ ایران وعلم کردن دوباره گروهک های تجزیه طلب است. در این راستا چندی است که "صدای آمریکا" به طور گسترده و مرتب اقدام به گذاشتن نشست با تجزیه طلبان  و بزرگ نمایی خواست های قومی مناطق مختلف ایران است. البته ایرانیان ساکن کردستان، بلوچستان و... به خوبی فهمیده اند که یانکی ها هر گاه می خواهند حکومت ایران را در فشار قرار دهند به یاد اقوام ایرانی می افتند و از عده ای خائن تجزیه طلب که طرد شده مردم کردستان یا بلوچستان و... هستند استفاده می کنند. در راس این خائنین تجزیه طلب فاحشه ای است به نام "رویا طلوعی" که در آینده بیشتر به ماهیت وی خواهیم پرداخت

کوتاه سخن آن که در این شرایط که جزء بحرانی ترین روزهای تاریخ اخیر ایران است باید در برابر تبلیغات دشمن بسیار هوشیار بود و با همبستگی هر چه بیشتر خام اراجیف مزدوران داخلی آمریکا نیز نشد

بر سر دستیابی به حقوق مقدس خویش تا آخر ایستاده ایم

: در همین رابطه

یک ایرانی، یک کلاشینکف

اتم ایران  DAPاسرائیل

 

01 November 2006

یک "یا حسین"دیگر،تا ویرانی ایران

هر روز که می گذرد قرینه هایی بیشتری در مورد وقوع جنگ بین ایران و آمریکا آشکار می شود. پس از اعزام ناوهای "اینتر پرایز" و "آیزنهاور" توسط آمریکا به خلیخ فارس، رزمایش دریایی آمریکا و متحدانش نگرانی ها را در ایران برانگیخته است. واکنش هایی که این رزمایش در درون ایران برانگیخته حاکی از این موضوع است که کاربدستان جمهوری اسلامی این هشدار را جدی تلقی می کنند. در حالی که وزارت امور خارجه ایران این رزمایش را عملی ماجراجویانه خوانده و گفته ارتش ایران آن را به دقت زیر نظر دارد رحيم صفوی فرمانده كل سپاه پاسداران درجريان بازديد از دو تيپ‌ سپاهی، در جمع پاسداران با اشاره به مانور مشترك آمريكا، انگليس، فرانسه، كويت و بحرين در اوايل آبان‌(اواخر ماه اكتبر) گفت: اگر دشمنان دست به هرگونه حركت نظامی عليه امنيت ايران بزنند، استراتژی ما هجومی خواهد بود.  ما به صورت نامحدود و در شعاع چند هزار كيلومتری آن‌ها را مورد هجوم قرار خواهيم داد. از نيروی زمينی و لشكر 10 سيدالشهدا مي‌خواهيم تا ضمن هوشياری كامل اطلاعاتی، آمادگي‌های رزمی انفرادی و يگانی خود را بالا ببرند. هرچند احمدی نژاد در مجلس شورای اسلامی دو ناو اعزامی آمریکا به خلیج فارس را " فرسوده و پوسیده" خواند

در همین حال تارنمای "Jane" در نوشتاری به قلم "مایکل نایتز" تحلیلی از چگونگی آفند آمریکا و پدافند ایران ارائه داد. این تارنما در مود آفند آمریکا نوشت : "اگر قرار باشد اين حمله از سوی آمريکا انجام شود احتمالا اهداف پراکنده ای مورد نظر خواهد بود. موفقيت در هدف قرار دادن تاسيسات دفاع هوايی ايران، بويژه سکوهای شليک موشکهای زمين به هوای دوربرد هدف مقدماتی است. غير از بوشهر به ساير تاسيسات پراکنده غنی سازی و تبديل انرژی در نقاط مختلف ايران نيز حمله خواهد شد. ايالات متحده همچنين ناچار خواهد بود برای کاهش ريسک ناشی از حمله به تاسيسات اتمی ايران بسياری از تاسيسات نظامی و يا حتی ساختمانهای کليدی حکومتی در ايران را نيز هدف قرار دهد تا شانس تهران برای مقابله به مثل سريع و شديد کاهش يابد"

از آنجا که در مرحله اول هيچکدام از متحدان امريکا در خاورميانه حاضر نخواهند شد اجازه استفاده از پايگاههای خويش يا حريم هوايی خود برای چنين حمله‌ای بدهند، ابتدا يک حمله مقدماتی گسترده با استفاده از بمب‌افکنهای ضد رادار (B-2)مستقر در بندر نظامی ديه‌گوگارسيا در اقيانوس هند صورت می گيرد. اقدام بعدی نيز شليک موشکهای تام‌هاوک از کشتی‌ها و زيردريايی‌های آمريکايی در خليج فارس و دريای سرخ و يا استفاده از نسل‌جديد بمب‌افکنهای ((B-52 برای شليک موشکهای کروزخواهد بود. درکنار اين‌ها يک سد دفاعی چندلايه هوايی و دريايی در تنگه هرمز، برای پيشگيری از حمله انتقامی ايران ايجاد خواهد شد. همچنین پدافند ایران را این گونه براورد کرد که :" درسی که ايران از تجربه عراق و يوگسلاوی در دهه (1990) گرفته اينست که به جای ايجاد يک سيستم دفاع هوايی سراسری، تجهيزات دفاعی استراتژيک خود در کنار تاسيسات کليدی کشور مستقر کرده است. ايران اکنون دارای يک شبکه پيشرفته متحرک از موشکهای سام برای محافظت از تاسيسات مهم نظامی و اقتصادی در تهران، اصفهان، بندرعباس و جزيره خارک است. همچنين هواپيماهای شکاری نيروهای هوايی اين کشور بويژه جنگنده‌های F-14 قادر به رهگيری و هدف قراردادن هواپيماها و موشکهای آمريکايی بويژه در بردهای کوتاه هستند. وجود اين تسليحات به ايران کمک می‌کند تا بتواند يک سد دفاعی چندلايه برای مقابله با يک حمله هوايی وسيع و دامنه‌دار ايجادکند

آن گونه که پیداست دیگر نباید به دیپلماسی کاربه دستان جمهوری اسلامی دل بست. باید خودرا برای جنگی دیگر آماده کنیم. جنگی که حتی اگر در آن شکست نخوریم، با ویرانی که به جای می گذارد و ادامه تحریم ها پس از جنگ روزهای سختی را برای ایران رقم خواهد زد. اما هیچ کدام این ها سبب نمی شود تا باز هم استوار اعلام نکنیم که : دستیابی به فناوری صلح آمیز هسته ای و سلاح اتمی، حق مقدس ملت ایران است

 

 

20 October 2006

یک ایرانی، یک کلاشینکف

خاکم به سر، زغصه بسر خاک اگر کنم

خاک وطن که رفت،چه خاکی به سرکنم   

پرونده هسته ای ایران کم کم به جاهای باریک خود کشیده می شود. با ورود رزم ناو" آیزنهاور" و تعداد بسیار زیادی کشتی های جنگی آمریکا به خلیج فارس شرایط به گونه ای شده است تا بیشتر مفسرین و تحلیل گران آمریکایی وقوع جنگی بین ایران و آمریکا را بسیار نزدیک ببینند. نیز آن گونه که پیداست این جنگ چیزی بیش از بمباران نیروگاه های هسته ای ایران است و آمریکا قصد دارد تا این بار به گفته خودش کار را یکسره کند. یانکی ها گویا حساب ویژه ای روی عدم محبوبیت رژیم جمهوری اسلامی در میان مردم باز کرده اند و امیدوارند تا همچون قضیه صدام و طالبان این بار نیز این فاکتور سبب پیروزی راحتشان در جنگ شود. شاید تاریخ ایران را خوانده باشند که در شکست های بزرگ ایران یکی از دلایل بزرگ انفعالی بودن ملت ایران برابر دشمن به خاطر راحت شدن از شر رژیم وقت بوده است

اما این بار باید بدعتی گذاشت و در برابر دشمن ایستاد. دستیابی ایران به فناوری هسته ای و سلاح اتمی حق مقدس و غیر قابل چشم پوشی ایران است. چه کسی می تواند به ما بگوید در حالی که دشمنان همیشگی ایران و نیز همسایگان خطرناک مان از این سلاح بهره می برند ما نمی توانیم به آن دست پیدا کنیم؟ دلیلشان چیست؟ یانکی ها می گویند چون حکومت ایران حکومتی بنیادگرا و غیر قابل اطمینان است حتی در زمینه خواستشان در دستیابی به فناوری صلح آمیز نیز نمی توان مطمئن بود. باید پرسید که آیا جمهوری اسلامی خطرناک تر و بنیادگرا تر است یا حکومت پاکستان؟ پاکستان کشوری است که اندیشه های بنیادگرای اسلامی به ویژه دارو دسته القاعده در میان توده های مردم از محبوبیت ویژه ای برخوردار است. هرگاه ضربه ای به القاعده وارد می شود بیننده تظاهرات مردم این کشور هستیم. مدارس افراط گرای اسلامی در این کشور با سرعت زیادی در حال گسترش است. از طرفی  پاکستان از حکومت بسیار ناپایداری برخوردار است هر چند سال یک بار با وقوع کودتایی و مواردی این چنین دگرگون می شود. چه کسی می تواند تضمین دهد تا در دگرگونی بعدی، هم فکران بن لادن جانشین پرویز مشرف، سگ وفادار آمریکا نمی شود؟ همه این ها نشان می دهد آمریکا نگران این چیز ها نیست. آن ها خوب می دانند حتی اگر جمهوری اسلامی به بمب اتمی مجهز شود هیچ گاه نمی تواند آن را بر علیه اسراییل یا کشور دیگری _ جز برای پدافند _ استفاده کند. آنگلو ساکسون ها این بار نیز همچون همیشه نگران پیشرفت ایران در ضمینه دانش و امور نظامی و تبدیل شدنش به یک ابر قدرت _دست کم منطقه ای_ هستند. وگرنه آیا ملی شدن نفت هم خطری برای جهان داشت؟ یا حکومت لیبرال مصدق حکومت خطرناکی بود؟ ملت ایران در دویست سال اخیر هرگاه دست بر زانوی خویش، همتی کرده تا ایرانی نو بساز با سدی بتونی به نام "آنگلوساکسون ها" برخورد کرده

این تو بمیری نباید از آن تو بمیری ها باشد. ما از توان حقیقی ارتش و سپاه ایران در برابر دشمن نا آگاهیم. تحریم طولانی و جنگ هشت ساله با تازیان می گوید که نباید امیدی نیز بر تسلیحات نظامی بست. اما تاریخ نشان داده که اگر نیروهای مسلح ایران "قصد دفاع" داشته باشند معادله های مرسوم نظامی به هم میریزد. ولی تنها نباید به نیروهی مسلح دل بست. باید کوچه به کوچه و خیابان به خیابان با دشمن متجاوز جنگید. هر ایران باید با یک کلاشینکف در دست از خانه و سرزمینش دفاع کند. حتی بر فرض شکست ایران نیز باید این روند دنبال شود. نباید از دگماتیسم آمریکایی و نسبت دادن القابی چون تروریست هراس داشت. اگر پدافند از سرزمین "تروریسم" است، تروریست بودن افتخار ماست. عراق نیز نمونه خوبی است. نباید عده ای تصور کنند که با تسلیم شدن، زندگی خوب و در آرامشی خواهند داشت. هرکس با دشمن همکاری کند باید هدف باشد. خائنان بدانند با حضور آمریکایی ها روزگاری بدتر خواهند داشت

29 May 2006

اسراییلDAP، اتم ایران

در دوم مارس سال (2005) بسیاری از نشریات نظامی اعلام نمودند ارتش اسراییل بودجه ای معادل نهصد ملیون دلار را به (دَپ) اختصاص داده است. اما (دَپ( چیست
)
دیجیتال آرمی پروگرام) یا برنامه ارتش دیجیتالی برنامه یا پروژه ای است که در آن فرماندهی، هدایت و ارتباطات کامپیوترها و سیستم های خبره نیروی هوایی، زمینی و دریایی به یک دیگر متصل شده و از طریق یک شبکه ایمن با پهنای باند بالا قادر به تبادل داده ها و اطلاعات می باشد
با پیاده سازی (دپ) عملا نیروهای سه گانه ارتش تحت یک فرماندهی متمرکز قرار می گیرند، در این حالت هماهنگ سازی این نیروها به بهترین نحو ممکن انجام شده و اجرای عملیات های نظامی به نحو مطلوبی صورت می گیرد
)
دپ) می تواند عملا انقلابی در میادین جنگ ایجاد نماید، نقشه های سنتی از میان رفته و نقشه های دقیق رایانه ای و ماهواره ای جایگزین می شود، ارتباط کند و زمان بر صوتی همانند بی سیم کنار گذاشته شده و از طریق شبکه هایی با پهنای باند بالا می توان در کسری از ثانیه دستورات و فرامین را به واحد های عمل کننده انتقال داد
)
دپ) در جریان امور لجستیکی نیز تغییرات عمده ای ایجاد می کند. دیگر توپ، تانک یا هیچ سلاح دیگری به خاطر عدم وجود سوخت، مهمات و یا خدمات فنی دچار وقفه در کار خود نخواهد شد. هم زمان با شروع آتشباری توپ های مجهز به کنترل آتش دیجیتال، نرخ شلیک به سیستم های مدیریت لجستتیک انتقال داده شده و در صورت نیاز مهمات برای آن ها ارسال می گردد
ارتش هایی که موفق شوند (دپ) را پیاده کنند می توانند به راحتی تاکتیک "بلیتز کریک" یا حمله برق آسا را به اجرا دراورند زیرا هر سه نیروبدون هیچ تداخلی در راستای رسیدن به یک هدف به خدمت گرفته می شوند و این نشان میدهد (دپ( پروژه ای است که قدرت تهاجمی مرگ باری را به ارتش دارنده آن می بخشد

نتیجه
علوم و فنون نظامی همانند دیگر دانش های بشری به سرعتی برق آسا در حال پیشرفت به جلوست.دور نیست زمانی که همسایگان ایران را کشور های ابر قدرت نظامی تشکیل دهند که همه از دشمنی آنان با ایران با خبریم. البته بدبختانه ایران هم در راستای دانش های نظامی همانند دیگر دانش های بشری با سرعتی برق آسا در حال پس رفت و درجا زدن است. این مسئله دلایل گوناگونی دارد که ما قصد پرداختن به آن را نداریم اما راه حلی هرچند کوچک و البته سخت برای آن داریم. ایران در زمان کنونی هیچ چاره ای جز پیمودن راه میان بر ندارد. سلاح اتمی تنها عامل بازدارنده ایست که میتواند کشور مارا از خطر های روزافزون و در حال نزدیک شدن محافظت کند. سلاح اتمی نه تنها حق مسلم ماست بلکه اگر حق ماهم نباشد چاره ای جز دستیابی به آن نداریم. هرچند اعلام می کنیم تا چند سال دیگر شاید اتم هم نتواند به تنهایی کشوری را در رویارویی با دشمنان قدرت مند حفاظت کند. چه اگر این گونه بود دیگر کشورهای دارای سلاح اتمی سالانه میلیارد ها دلار هزینه پژوهش و ساخت سلاح ها متعارف نمی کردند