11 January 2008

اروندرود

دیگر عادت کرده ایم که هر از چند گاهی شنونده آفند های علیرضا نوری زاده به رگ های حیاتی ملت ایران باشیم. پس از چرند بافی های این شخص در مورد بحرین که بدان پرداختیم ، اخیراً این میرزا بنویس ضد ایرانی ترین روزنامه های تازی، ماموریت یافته تا این بار در نام ایرانی و راستین اروند رود تشکیک ایجاد نماید. نامبرده چندی پیش در برنامه تلویزیونی صدای آمریکا، هنگامی که در خصوص سخنان جلال طالبانی و قرارداد الجزایر سخن می گفت، پس از آن که چند بار از نام جعلی شط العرب سخن راند گفت

البته نام حقیقی این رود شط العرب است که در زمان رژیم پیشین به دلیل نام نهادن خلیج عربی به جای خلیج فارس از سوی اعراب، شاه،  نام اروند را بر آن رود نهاد. ولی همان گونه که عرب ها باید بگویند خلیج فارس ما هم باید بگوییم شط العرب

البته ما کاملاً بر این امر واقفیم که سخنان جناب نوری زاده نه از روی نا آگاهی بلکه به خاطر انجام آن ماموریتی است که به خاطرش پول دریافت می دارد اما برای روشن شدن افکار عمومی و ثبت در تاریخ، در این نوشتار به بررسی مختصری از پیشینه نام اروندرود می پردازیم تا مشخص شود که این نام ساخته و پرداخته ی رژیم پیشین است یا نام چند هزار ساله این رود

در روزگاران دور، رود های دجله و فرات بدون این که به هم بپیوندند مستقیماً به خلیج فارس می ریختند و نام دجله را اروند رود بود. اروند به چم ( معنای ) « تند و تیز » است و چون این رود از کوه های پر شیب ترکیه سرچشمه می گیرد و بسیار خروشان است، بدین نام خوانده می شد. نام تازی دجله نیز به همین چم است ( ر.ک : نامه باستان، میر جلال الدین کزازی، جلد یکم، ص 307 ). اسناد کهن ایران زمین که در شاه نامه بازتاب یافته است قدمت این نام را دست کم به دوران فریدون، شاهنشاه ایران می رساند. استاد فرزانه توس، در اثر شگرف خود این گونه آورده است

 

به اروند رود اندر آورد روی

چنان چون بُوَد مرد دیهیم جوی

اگر پهلوانی ندانی زبان

به تازی تو اروند را دجله خوان

چو آمد به نزدیک اروند رود

فرستاد زِی رودبانان درود 

 

همچنین در جریان خواب دیدن انوشیروان می فرماید

خروش آمد از راه اروندرود

به موبد چنین گفت هست این درود

نیز اروند رود نام یکی از هفت رودخانه سپند ( مقدس ) در اوستا می باشد ( ر. ک : حقوق بین الملل دریاها و مسایل ایران، دکتر بهمن آقایی ص صد و بیست و هفت

 

همچنین حمد الله مستوفی در نزهة القلوب، جلد 3 صفحات 214 و 215 پس از توضیحاتی راجه به به هم پیوستن دجله و فرات می نویسد

آب هایی که از خوزستان در می رسد به آن جمع گشته شط العرب می شود ... و فرس آن را اروند رود می خواند

 

حال با واگویه کردن اسناد تاریخی که شوندی بر نام راستین اروند رود است باید از نوری زاده پرسید : آیا شاهنامه و نزهة القلوب و اوستا در زمان رژیم پیشین نگاشته شده؟ شاید هم نویسندگان آن رسول پرویزی و شجاء الدین شفا و صادق سرمد بوده اند

 

 

05 January 2008

بازگشت قجر

 3d1a796c7184a3eb32761f8b58594aab.jpg

حجم اخبار بد بر علیه منافع ملی و تمامیت سرزمینی ایران این روزها آن چنان گسترده شده که به جرات می توانم بگویم در 25 سال عمرم هرگز بیننده آن نبودم و تنها مورد مشابه را در کتاب های تاریخ مربوط به قاجار خوانده ام

کوتاهی در خصوص حق 50 درصدی ایران در دریای مازندران، زمزه های ساخت و پاخت در خصوص تغییراتی در قرارداد الجزایر و مرز ایران در اروندرود که با سفر هیات عراقی به ایران قوت گرفت، بی تفاوتی نسبت به نام خلیج فارس و... همه و همه نوستالوژی گلستان و ترکمان چای و آخال را در انسان زنده می کند. گویی به عصر قجر برگشه ایم و یا قجرهایی دیگر به زمان ما آمده اند

اما نمی شود به عهد قجر ( یا عصر حجر ) بازگشت و میرزا آقاخان نوری نداشت. منوچهر خان متکی گویا قصد دارد گوی سبقت را از سلف خود برباید. گمان می کنم با گفتن جملاتی به این مضمون نیز تا حد زیادی موفق شده است

آن ها که دم از سهم 50 درصدی ایران در دریای مازندران می زنند دشمنان ملت ایران هستند

نمردیم و معنی دشمنی را نیز فهمیدیم. به جناب متکی این نوید را می دهیم که تاریخ دشمنان ملت ایران را به خوبی مشخص خواهد کرد. هرچند که همین امروز نیز بر همگان روشن است

 

: بار دیگر اعلام می کنیم

قراردادهای 1920 و 1941 ایران و شوروی و قرارداد الجزایر تنها قراردادهای معتبر از نظر ملت ایران است و هرگونه توافقی بر خلاف مفاد این 3 قرارداد بی اعتبار است

01 January 2008

جهود و سینما


نخست در خصوص هرزه درایی های جلال طالبانی، جیره خور دیروز ایران و مدعی امروز این نوشتار را از تارنگار ایرانفرا بخوانید و ببینید داستان آنان را که نمک خوردند و نمک دان شکستند

همچنین نوشتار پیشین من در خصوص قرارداد الجزایر

---------------------------------------------------------

سیطره جهود ها بر شرکت هایی که فیلم های سینمایی را تهیه می کنند، یک سیطره و تسلط همه جانبه و گسترده می باشد که در زیر به ذکر اهم این شرکت ها اکتفا می شود
برخی از آمارهای تایید شده نشان می دهد که بیش از 90% از مجموع افرادی که درصنعت فیلم سازی آمریکا، در تهیه و توزیع و تحریر و تصویر و
صدا برداری و مونتاژ کار می کنند جهود می باشند و بزرگترین شرکتهای اصلی فیلم سازی در تملک جهودان می باشد. این شرکت ها عبارتند از


نام شرکت   نام مالک شرکت


فوکس : ویلیام فوکس یهودی
گولدین : ساموئل گولدین
مترو : لویس مایر
برادران وارنر :  هارنی وارنر و برادران
پارامونت :  هود کنسون
(
داستان هالیوود و تاثیر آن در اشاعه فساد در سراسر عالم داستانی است که شهرت جهانی دارد. مجله "مسیحیت آزاد" شهرک هالیوود را شهر سدوم قرن حاضر خوانده و می گوید: در این شهرک سینمایی فضیلت انسانی به کلی نابود شده و فساد و تباهی و فجور و فحشاء از شرایط اولیه ورود به این مرکز سینمایی می باشد و این علل پلید است که شرافت و انسانیت و مردانگی را در نسل آمریکایی نابود کرده و این بزرگترین ابزار دست
جهود است برای گسترش فساد در پهنه جهان
داستان اشک تمساح برای قربانیان جنگ دوم جهانی و
ستم های هیتلر یکی دیگر از داستان هایی است که دستاویز ارباب سینما شده و جهود ها بالاترین بهره برداری ها را از این داستان نموده اند و هنوز آن را رها نکرده اند. هنگامی که تاریخچه سینمای کمدی را در آمریکا ورق بزنید، اسامی هنر پیشگان جهود سهم برتر و مهم تر را به خود اختصاص می دهد و مشهورترین هنرپیشگان، جهود می باشند،مانند: میل بروکسی، وودی آلن، بوب هوپ، جری لوییس، فرانک سیناترا، بیلی وایلد، نیل سالیمون، میکی رونی، جک لمون و دهها تن دیگر از هنرپیشگان و در راس همه هنرپیشگان ، چارلی چاپلین قرار دارد که فیلم های او ضد هیتلری می باشد
در زمینه فیلم های عشقی و عاطفی و تاریخی و جنگی، به ندرت فیلمی را می توان یافت که یکی دو هنرپیشه
جهود در آن بازی نکرده باشد، در این چنین فیلم ها جهودان به عنوان هنرپیشه،مسئول امور فنی، سناریست، کارگردان حضور دارند،اسامی برخی از آنان به شرح زیر است
کییرگدوگلاس،تونی کرتیس، گاری گرانت، جک نیکلسون، بی آزار، وولتر ماتی یور، پی یرت رینولدز، جین هاکمان، جیمس کان، استین هوفمان، ریچارد هاریس، ریچارد بنیامین، وودی اشتایگر، جرج روداسکوت، رویان اونیل، و دهها تن دیگر
هنر پیشگان زن
جهود نیز جایگاه ویژه ای در آمریکا دارند برخی از آنان به قرار زیرند
الیزابت تایلور، آن بانکروفت، برباره استرایسند،شیلی دوفال، دیان کیتون، جیل کلایبرگ، کاری فیشر، ایلین براشتاین، ماری کلی لر، سوزان انسباک، دیبی رینولدز، دیان کانون، جووان وود وارد، پلابرینتسن، سالی کالیرمن، جیرالدین شابلون و دیگران) 
 
در انگلستان ، لرد آلفونت
جهود به تنهایی صاحب 280 باب سالن سینما می باشد و خودش به طور شخصی به نمایش فیلم ها و انتخاب آنها نظارت می کند و در میان فیلم های موجود پیوسته زشت ترین و خشن ترین ها را انتخاب می کند
نامبرده از نمایش فیلم "هیتلر" که "آلیک گی نیس" در
آن بازی کرده است در موسسات خودش جلوگیری به عمل آورد در حالیکه این فیلم در راستای اهداف صهیونیستی تهیه شده بود، نامبرده از آنجا که حملات ضد هیتلری فیلم همراه خشونت و زشتی نبوده است از نمایش آن جلوگیری نمود
 
 

22 December 2007

حکایت

764877b1330934f439146c5997997178.jpg

در عقد بیع سرایی متردد بودم، جهودی گفت : آخر من از کدخدایان این محلتم، وصف این خانه چنان که هست از من پرس، بخر که هیچ عیب ندارد ... گفتم به جز آن که تو همسایه ای

خانه ای را که چون تو همسایه است

ده درم سیم کم عیار ارزد

لیک امیدوار باید بود

که پس از مرگ تو هزار ارزد

 

گلستان سعدی

 

 : حتماً ببینید

یادداشتی از دیدار طلوع خورشید انقلاب زمستانی در چارتاقی نیاسر

و وضعیت اسفبار رو به تخریب آن  

18 December 2007

شب چله، زایش مهر

در عهد اشکانی و ساسانی دو مذهب جدید در ایران پیده شد که بحث در آنها از نظر تاریخ دین و فرهنگ اهمیت دارد. ظهور مسیحا یا مهر در اوایل اشکانیان و دعوت مانی در اوایل ساسانیان و پیش از دعوت عیسای مصلوب (ع). کتب تاریخ و تفسیر قرآن راجع به ظهور یک مسیحی تقریباً شش قرن پیش از زمان واقعی میلاد عیسای مصلوب  مطالبی نوشته اند. نمی دانیم چه پیش آمده که تاکنون این روایات صریح مورد توجه جویندگان واقع نگردیده

ذبیح بهروز _ تقویم و تاریخ در ایران

 

534354c4a95fb2cf9a8652b8c394d709.jpg

مهر گاو اوژن

 امروز دیگر بر بیشتر پژوهش گران در حوزه های ایران شناسی مسلم گشته، آن ملغمه ای که دستگاه کلیسای کاتولیک در چندین سده سعی نموده با نام عیسای مسیح به خورد جهانیان بدهد، نه تنها مسیح نبوده، بلکه 95 درصد از آیینش هم کپی برداری و در حقیقت سرقت از دین ایرانی مهر یا میترایی می باشد. در این خصوص مدارک و اسناد فراوانی وجود دارد که سخن راندن از آنان در این جا نمی گنجد و علاقه مندان می توانند به کتاب های " آیین مهر " نوشته استاد هاشم رضی و " تقویم و تاریخ در ایران " نوشته زنده یاد استاد ذبیح بهروز مراجعه کنند

اما یکی از موارد سرقتی، شب چله یا یلدا می باشد که عیسویان آن را چند روز پس از چله با نام کریس مس جشن می گیرند.یلدا واژه ای سریانی به معنی زایش است. شب یلدا شب زایش مهرمسیحا پیامبر ایرانی و پیروزی خورشید بر شب اهریمنی است. و چه زیبا سروده شاعر آزاده ایرانی سیف اسفرنگی

سخنم بلند نام از سخن تو گشت و شاید

  که دراز نامی از نام مسیح یافت یلدا

شب چله را در کنار خانواده به انتظار پیروزی نهایی خورشید شکست ناپذیر می نشینیم و می بینیم تابش آفتاب گرمی بخش را بر سراسر سرزمین های ایرانی. از خجند و نیمروز و بلخ تا کرکوک و سلیمانیه و از کرانه های خروشان بحرین تا کوه های آسمان ساب چچنستان. و هر کجا که مهر، نگاه بانش است

15 December 2007

آذر در خرمن اهرمن

پنج شنبه 22 آذر، برای شرکت در مراسم گرامی داشت 21 آذر، روز نجات آذربایجان و گریز اهریمن، در انجمن مهرگان ( به سرپرستی دکتر هوشنگ طالع ) به همراه ساسان حضور یافتم. در این مراسم باشندگی پان ایرانیست ها و به ویژه جوانان چشم گیر بود. شادی آور ترین لحظه این روز بزرگ برای من، افتخار دیدار ( اتفاقی ) با سروران  منوچهر تیمسار و  علی محمد لشگری، از بنیان گذاران مکتب پان ایرانیسم بود

6401f38d12523936022f94174ca65a77.jpg

 دکتر هوشنگ طالع

 

پس از پخش سرود « ای ایران » مراسم با خواندن سروده ای از بانو  توران شهریاری آغاز گشت.پس از ایشان یکی از پان ایرانیست های قدیمی که خودشان هم آذری بودند سخنرانی کردند. ایشان در زمان وقایع فرقه دموکرات به شاه پیشنهاد کرده بودند که جوانان آذری که به خاطر این وقایع نتوانسته اند در کنکور شرکت کنند بدون کنکور در دانشگاه پذیرفته شوند که خوشبختانه این پیشنهاد مور موافقت شاه قرار گرفت

 

2ad143217fe167edd0abdca0f56a9011.jpg

دکتر علی بهزادی

 

پس از ایشان خانم ارژگی سروده ی زیبای خود را خواندند و پس از آن دکتر علی بهزادی، روزنامه نگار قدیمی و نویسنده « شبه خاطرات » سخنانی در خصوص وقایع آذربایجان ایراد نمودند.  شمس خلخالی، شاعر آذری سخنران بعدی بود و در پایان  دکتر طالع ضمن بیاناتی که ایراد فرمودند پیام ضبط شده ای را از دکتر  جهانشاه لو معاون اول پیشه وری پخش کردند. دکتر جهانشاه لو از جمله کسانی بودند که در ابتدا فریب پیشه وری و شوروی را خورده و پس از ختم غائله به آغوش میهن بازگشته بود. ایشان در پیام خود بر لزوم حفظ تمامیت سرزمینی و استقلال ایران تاکید کردند. مراسم روز گریز اهریمن با پخش موسیقی زنده پایان یافت

 

13 December 2007

مزدک به روایت شاهنامه

چندی پیش، در تارنمای وزین و گران قدر  « پژوهش های ایرانی » نوشتاری خواندم با نام : آیین مزدک به روایت دینکرد، به نگارش پژوهش گر برجسته « رضا مرادی غیاث آبادی » . مقام علمی و درجه ایران پرستی جناب غیاث آبادی امری است روشن تر از آفتاب و به ویژه پژوهش های ایشان در خصوص تقویم های آفتابی ایران که گوشه ای دیگر از جهان پر رمز و راز ایران باستان را آشکار کرد. اما حجم انبوه مطالب نا منطبق بر تاریخ، آن هم در خصوص پدیده ای چون برآمدن مزدک و افکارش که به روشنی در شاهنامه یاد شده، این پروانه را به من داد تا « جواب گونه ای » به این نوشتار داده باشم. هرچند نوشته ایشان بیش از آن که پرداختن به مزدک باشد،انتقاد، تهمت و ناسزا به آیین مزدیسنا و پیروانش است که جواب این بخش را به خود مزدیسنان واگذار می کنیم. ضمناً نگارنده این آگاهی را دارد که فضای یک وبلاگ نوشته های طولانی و را بر نمی تابد اما این بار « خوانندگانِ جان » پوزش مرا پذیرا باشند

 

 

نخست باید دانست که برآمدن مزدک، نتیجه یک فرصت طلبی تاریخی بود. قحطی و خشک سالی در کنار ناکارآمدی پادشاه وقت برای مدیریت این بحران، مردم گرسنه و خشمگین و سرخورده را آماده ظهور یک منجی نموده بود. شاهنامه به خوبی این شرایط را بازگو می کند

 

ز روی هوا ابر شد نا پدید

به ایران کسی برف و باران ندید

مهان جهان بر در کی قباد

همی هر کسی آب و نان کرد یاد

 

و مزدک در این هنگامه ظهور می کند با نسخه ای شفا بخش. اما درمان او برای این در چیست؟ کوتاه ترین راه اما نه لزوماً درست ترین : تاراج انبارهای گندم

 

به درگاه او شد به انبوه گفت

که جایی که گندم بود در نهفت

دهید آن به تاراج در کوی و شهر

به دان تا یکایک بیابید بهر

دویدند هرکس که بد گرسنه

به تاراج گندم شدند از بنه

چه انبار شهری چه انبار شاه

زیک دانه گندم نبودند شاد

 

در این میان آن چه انسان را به شگفت در می آورد، نه افکار مارکسیستی مزدک ( یا بهتر بگوییم مارکس افکار مزدکیستی داشته ) که تزش در خصوص « بخشیدنی بودن زن » است

 

زن و خانه و چیز بخشیدنی است

تهی دست کس با توانگر یکی است

 

مزدک آشکارا بیان می کند که همه باید بتوانند بدون ازدواج از هر زنی که بخواهند بهره جنسی برند و زن نیز مانند دارایی در تملک کسی ( = ازدواج ) نباشد. و شگفت آن که جناب " غیاث آبادی " بدون هیچ ابایی این بیان آشکار و روشن را به « ازدواج با محارم » که در میان مغان ساسانی باب بوده ربط می دهد

 

منظور مزدکیان از اشتراک بر زن و دارایی که همواره بگونه‌ای تحریف ‌شده معنا و بازگو شده است، عبارت بوده از لغو جامعه طبقاتی و ایجاد فرصت‌های برابر در فعالیت‌های اقتصادی، لغو مالکیت دستگاه دینی بر زمین‌های زراعی، اجازه و امکان اینکه هر کس بتواند همسر خود را بدون رعایت محدودیت‌های طبقاتی انتخاب کند و دختران نیز بتوانند همسر کسی غیر از پدر یا برادر خود بشوند

 

و اگر به راستی منظور مزدکیان این است که ایشان می فرماید چرا انوشیروان دادگر در پاسخ به مزدک می فرمایند

 

یکی دین نو ساختی پر زیان

نهادی زن و خواسته در میان

چه داند پسر کش که باشد پدر

پدر هم چنین چون شناسد پسر

کسی کو مرد جای و چیزش که راست

که شد کارجو بنده با شاه راست

 

خسرو انوشیروان بیان می دارد که اگر این دین پر زیان در جامعه فراگیر شود و مردم بر طبق آن کنش کنند، پسر نمی داند پدرش کیست، پدر هم پسرش را نمی شناسد و طبعاً ارث و میراثی در کار نخواهد بود و معلوم نیست با مرگ کسی دارایی اش به کی می رسد. و روشن است که این اتفاقات شوم و « ملت بر باد ده » تنها در صورتی می افتد که آیین ازدواج و نهاد مقدس خانواده از میان رفته باشد. حال آن که اگر سخن جناب غیاث آبادی را بپذیریم که منظور مزدک برانداختن رسم ازدواج با محارم مغان بوده، در آن صورت هم پدر پسر را می شناسد و هم پسر پدر را و اشکالی هم در تقسیم میراث و ترکه درگذشته پیش نمی آید

به همین روی و به خاطر ایران است که شاهنشاه جهان، خسرو انوشیروان دادگر با مزدک و مزدکیان آن کرد که می دانیم

 

جهان زین سخن پاک ویران شود

نباید که این بد به ایران شود

همه کدخدایند و مزدور کیست

همه گنج دارند و گنجور کیست

 

دست آخر این که ما از شاعر کمونیست توده ای ، مهدی اخوان ثالث انتظاری نداریم اگر مزدک را ستایش می کند، اما از جناب غیاث آبادی... نمی دانم. و نصیحتی از فردوسی

 

از آن پس بکشتش به باران تیر

تو گر باهشی راه مزدک نگیر

 

 

 

27 November 2007

پُرسه ی فراموش شده

به جز جشن های ملی هم چون نوروز، مهرگان، سده و... برای همه ی ایرانیان از هر قوم و مذهبی است، زرتشتیان نیز جشن هایی دارند که ویژه ایشان است. جشن هایی چون : هیروم بو ، سَد در و پتتی. در میان این روزها سه پُرسه ( پرسه مجلس ترحیم و یاد بود را گویند )  نیز وجود دارد. این پرسه ها عبارت اند از : یاد بود همگانی کشته شدگان جنگ در روز اورمزد و تیر ماه ( یکم تیر ) ، که در واقع یاد کشته شدگان جنگ ایران و توران در زمان منوچهر شاه است. دوم : یادروز درگذشت اشو زرتشت در سپندارمذ روز و دی ماه ( پنجم دی )  و دیگری پرسه اسفند ماه. از این سه یادروز دو تای نخست آن امروزه میان زرتشتیان رواج دارد اما شور بختانه،  سومی یعنی پرسه اسفند ماه که اتفاقآً مهمترین آنان نیز هست یه دلایل نا معلوم _ وشاید معلوم _ فراموش شده است

اما پُرسه اسفند ماه چیست . روز یکم اسفند ماه، روز گرامی داشت شهدای جنگ های ایرانیان با تازیان است که به پرسه اسفند ماه مشهور است. این روز نه تنها باید دوباره در میان مزدیسنان رواج یابد، بلکه باید به عنواد روز یادبود ملی در سراسر فلات ایران گرامی داشته شود

یکم اسفند روز گرامی داشت شهدای جنگ های ایرانیان با تازیان است. از قادسیه و نهاوند و جلولا، تا نبرد های آن کاوه دیگر : یعقوب لیث صفاری و تا شهدای هشت سال دفاع مقدس

23 November 2007

نبرد همیشگی خیر و شر

حتا آنان که پدید آمدن جهان را امری تصادفی می پدارند، شکل و طرح سازه های انسان ساز را هیچ گاه بر پایه ی اتفاق نمی ندانند. همانگونه که نقش چلیپا بر کاشی کاری های مساجد ایران تصادفی نیست، طرح ستاره داوود نیز در فرودگاه لندن تصادفی نیست. و طرح چلیپا در ساختمانی غیر دولتی در آمریکا همان قدر مهم است که وجود ستاره داوود در مرکز دولتی ( فرودگاه ) انگستان. نبردی را که پنجاه سال پیش پایان یافته می پنداشتند، هنوز جریان دارد. نبرد ازلی و ابدی چلیپا و ستاره داوود

 

 

c0e721288b82fabc351439d70e5bdcc4.jpg

 

تصویر ماهواره ای از ساختمانی در امریکا

 

 

90b40769f031b1245d6df9fdfa517354.jpg

تصویر هوایی از فرودگاه لندن

04 November 2007

مرگ بر آمریکا

این روز ها دوباره شنونده فریادهای زیبای " مرگ بر آمریکا " هستیم. بهانه ای که این بار سبب یاد آوری همه دشمنی های cbeb4c5b57f805913c75ebff313ffd99.jpgآمریکا با این سرزمین شده، تسخیر مرکز توطئه و فساد پنجاه ساله یانکی ها در سیزدهم آبان ماه است

چند سالی است که به شوند زهر پاشی های مداوم روشن فکران و تعدادی از کسانی که خودشان در این کار بزرگ دست داشتند، این حرکت در افکار عمومی به زیر سوال رفته است اما ملت ایران باید بداند که دشمنی آمریکا با ایران و ایرانی مختص به جمهوری اسلامی نمی شود، بلکه از آن روزی که پای یانکی ها به سرزمین اورمزد باز شد، روزی نبوده که این عمله گان اهریمن دسیسه ای بر علیه ملت ایران طراحی نکنند. ضمن یاد آوری این اصل پان ایرانیستی که " دشمنی با ایران و ایرانی در نهاد هر بیگانه ای خفته است " چکیده ای از دشمنی های آمریکا به نظر خوانندگان می رسد. ایرانیان باید بدانند که ما هیچ احتیاجی به رابطه و دوستی با آمریکا نداریم

 

 

نخست -  اجرای کودتای 28 امرداد و سرنگون کردن دولت مردمی دکتر مصدق

دوم – دخالت در آوردن و بردن دولت های پس از سال 32 به ویژه دولت دکتر امینی

سوم – تحمیل قانون کاپیتولاسیون به دولت منصور

چهارم – توطئه نابودی ارتش ایران پس از انقلاب و دست داشتن در کشتار ده ها تن از افسران و امرای ارتش شاهنشاهی

پنجم – ترغیب صدام به تجاوز به ایران و کمک های مستقیم و غیر مستقیم عراق در طول جنگ و کشتار صدها هزار ایرانی به تبع آن

ششم – توطئه در دستیابی ایران به فن آوری هسته ای

هفتم – تحریم های پی در پی ایران و آسیب های اقتصادی و اجتماعی به تبع آن

 

All the posts