« 2007-03 | HomePage | 2007-05 »

30 April 2007

استقرار در وضعیت آفندی

به این کاری ندارم که نام خلیج فارس هزاران سال پیش در نوشته های مورخان یونانی و رومی آمده است، چرا که حقیقتیmedium_p1101.jpg است آشکار حتی بر تازیان. به این هم کاری ندارم که داریوش بزرگ در کتیبه خود در کانال سوئز خلیج فارس را "دریای پارسی" نامیده است. حتی به این هم کار ندارم که در سرود ملی "کشور عربی مصر" تا پیش از عبد الناصر ولد زنا نام خلیج فارس آورده می شد

نه از تازیان توقع داریم که سر به راه راستی نهند و نه از " نظام سلطه " . تازیان که در بی فرهنگی و بی تمدنی خود غرق و سردر گمند تنها به دزدیدن نام خلیج فارس بسنده نکرده اند. بادگیر های یزد، دانشمندان ایرانی و... هم از تازش این جانوران در امان نمانده است. اما وظیفه ما چیست؟ آیا نشستن در ایران و سخن گفتن از خلیج فارس و نام گذاری چند خیابان و یک روز در تقویم به نام خلیج فارس کفایت می کند؟ هرگز

واقعیت این است که زمان آن رسیده تا ایران در برابر این جعل بزرگ تاریخی در وضعیت آفندی قرار گیرد. با توجه به قدرت و نفوذی که ایران امروزه در جهان به ویژه در منطقه خاور میانه پیدا کرده، باید مراکزی را که در کشورهای دیگر به گونه ای سیستماتیک مشغول انجام عملیات جعل در جهان هستند شناسایی و از میان برد. ما نیک آگاهیم که وزارت اطلاعات و سپاه پاسداران و دیگر مراکز مرتبط از این توانایی به خوبی برخوردارند. قضیه خلیج فارس تنها یک نام نیست بلکه مسئولان باید بدان به عنوان مهمترین عامل وحدت ملی در سال " اتحاد ملی و انسجام اسلامی " بنگرند

آفند در درون مرز

امسال حرکت پسندیده ای مبنی بر برخورد با کشتی هایی که در اسنادشان نام های جعلی وجود دارد و از طریق خلیج فارس قصد ورود به آب های ایران را دارند آغاز شده اند. این حرکت را به عنوان گام نخست، به فال نیک می گیریم. اما مهمترین مسئله این است که ما به راستی نمی توانیم کسانی را در درون ایران تحمل کنیم از نام های جعلی استفاده می کنند. جانوران خرفسری موسوم به "عرب های خوزستان" مرتکب این عمل انیرانی اند. دایره " خلیج " یا " خلیج عربی " گفتن تنها به تجزیه طلبان عرب محدود نمی شود بلکه دایره شمول آن عام و حتی مشمول آن دسته از تازیانی می شود که در برهه ای از زمان بین جمعیت موسوم به اصلاح طلب بودند و در این سرزمین به پست و مقامی هم رسیدند. وزارت اطلاعات و تمامی میهن پرستان باید گام نخست خود را در سامانه نوین آفندی از بخشهای کوچک تازی نشین خوزستان آغاز کنند

 

29 April 2007

تارنمای منوچهر یزدی

medium_yazd3.jpgتا دو سه سال پیش، فضای اینترنت و وبلاگ نویسی به طور کامل در دست عناصر موسوم به اصلاح طلب بود. در آن زمان آتش ایران پرستی و ناسیونالیسم ایران تنها در دل ها روشن بود سراغی از آن در اینترنت نمی شد گرفت. اما رفته رفته این یخ شکسته شد و جوانان ناسیونالیست ایرانی به وبلاگ نویسی روی آوردند. هرچند این تارنگار ها گرایش های گوناگونی داشت اما محور همه آن ها ناسیونالیسم ایران بود . هر روز که می گذرد بر تعداد این سنگرها افزوده می شود

جای بسی خرسندی و افتخار دارد که سرور منوچهر یزدی، از اعضای شورای رهبری حزب پان ایرانیست و از ایده ئولوگ های برجسته " ناسیونالیسم ایران" تارنمای شخصی خود را گشودند. بدون شک این تارنما کلاس درسی خواهد بود برای ناسونالیست های ایران

تارنمای سرور یزدی

24 April 2007

عمر کشان

عمر کشان بدون هیچ تردیدی پس از نوروز بزرگترین جشن ملی ایرانیان است. عمر کشان یا آن گونه که در قدیم ( عید عمر ) medium_arab.jpgمی گفتند برابر با نهم ربیع الاول است که امسال مصادف با نهم فروردین  بود. در این روز در حدود هزارو چهارصد سال پیش بود که آن دلاور مرد یگانه _ پیروز نهاوندی _ عمربن خطاب را بر سر نماز شیطانی اش به درک واصل کرد و نام خود را برای همیشه در تاریخ ایران جاودانه نمود. هرچند کشتن عمر هیچ خللی در بنای جور تازیان اشغال گر پدید نیاورد اما فریادی بود از جانب ملت ایران که : ما اسلام را با آغوش باز نپذیرفتیم . و بی راه نیست که بسیاری از مورخان نامور ( از جمله طبری ) کشندگان سه خلیفه از چهار خلیفه را ایرانی می دانند. بهزاد همدانی کشنده عثمان و بهمن جادویه کشنده علی

تا حدود چهار دهه پیش عمر کشان با شکوه هر چه تمام تر جشن گرفته می شد. در این روز مردم آدمکی از عمر می ساختند و آن را در شهر چرخانده و سپس به آتش می کشیدند. مادر بزرگ من نیز در شهرستان رشت با پختن آش ترش و دعوت زنان همسایه برای رقص و پای کوبی به استقبال این روز می رفت. به درستی معلوم نیست چرا این عید امروزه کم رنگ شده اما آن چیز که مشخص است باید این عید را دوباره به شکوه خود باز گرداند و جوانان ناسیونالیست در این راه باید پیش قدم باشند. البته هنوز هم در پاره ای از محافل تندروی شیعه این عید را جشن می گیرند که دستشان درد نکند

آرامگاه پیروز نهاوندی در کاشان زیارتگاه عاشقان به این سرزمین است

کاریکاتور از ساسان

22 April 2007

دشمنان پان ایرانیسم

گوشه ای از فعالیت های چشم گیر دشمنان ایران را بر علیه مکتب پان ایرانیسم می بینید

medium_Image_135_.jpg

اثری از "ناصر انقطاع" – روزنامه پرچمدار 1330

 

21 April 2007

زاده ایران بزرگم

کُــرد و بَلــوچ و مازني و فـرزند زابلـم
مهـرش به دل سـرشته چو جان قنـد
کابلـم
تاجيـک و ازبـک استم و خواهان گنجـه ام
از دوري نظنـز و ري و ســاوه رنجـه ام
دلــداده اي هـواي سمـرقنـد در ســرم
چشمـان به يادِ لعـل بَـدخشـان به هم بـرم ِ
گيـلانيم به سبـزي و تبـريـزي ام بـه دل
شيـرازي ام به گـرمي و زرتشتـي ام به گِل
بـر تـارک ارس که اران بسـتِ جـان بود
 شـروان چـو بلـخ خـاک مـرا آسمان بود
قفقــازِ نـاز جـايِ تـوخاليسـت در بَـرم
 چگونه مهـرِ تو از دل بُـرون بَـرم
آخر
آب خليـج فـارس مـرا خون در رگ است
اَبـروي مام خاک وطـن رود اَتـرک است
کـوچنـده اي هميشـه لُـر و بختيـاري ام
در آب هاي پاک وطـن گـرم و جـاري ام
مـن زاده وَجـب به وَجـب خـاک ميهنـم
بـي ميهنــم مبـاد دمـي ديـده بـرزنـم

 

19 April 2007

روز ارتش

صبح روز بیست و نهم فروردین برای شرکت در مراسم روز ارتش و نیروی زمینی، از ایستگاه میرداماد سوار مترو شدم. مقصد همmedium_286197.jpg محل برگزاری رژه در حرم آیت الله خمینی بود. تمامی این مسیررا یعنی از شمال تهران در میرداماد تا جنوبی ترین نقطه خارج از تهران با مترو طی کردم و در هر ایستگاهی به تماشای آدم هایی نشستم که سوار بر مترو می شدند. تنها چیزی که می شد حس کرد اختلاف طبقاتی شدید بود. به راستی درداور بود دیدن این همه اختلاف در فاصله کم تر یک ساعت هم دیگر

مراسم

مراسم چون چند سال گذشته در نزدیکی حرم آیت الله خمینی برگذار شد. پس از انتقال مکان رژه از خیابان آزادی به مکان فعلی دیگر شاهد حضود گسترده مردم برای تماشای این مراسم نیستیم. دکتر احمدی نژاد در اقدامی غیر قابل پیش بینی برای شرکت در مراسم رژه از استان فارس به تهران آمد و پس از آن دوباره به شیراز برگشت و این شاید در کنار بی توجهی ها و بی مهری هایی که در طول این 28 سال به پرسنل ارتشی شده است مرحمی باشد بر آن زخم ها، هرچند که جبران یکی از هزاران هم نمی شود

ظاهراً آن روز، روز ارتش بود اما متاسفانه مسوولیت حفاظت و کلیه کار ها با نیروهای سپاهی بود. نگهبانی اطراف محل بر عهده درجه داران وظیفه و مسئولیت بازدید بدنی تماشاگران با نیروهای پایور و لباس شخصی سپاه بود. این مسئله جدا از توهینی که برای ارتشیان است وجود واحدی به نام "حفاظت و اطلاعات" را در ارتش بی معنی و عبث جلوه می کند. بدتر از همه این که حتی نیروهای رژه رونده نیز توسط سپاهی ها بازدید می شوند و همه این ها باعث تفرقه و ایجاد کینه بین پرسنل نیروهای مسلح و ایجاد جو بدبینی ارتشی ها به سپاه می گردد. به راستی در فردای رزم، چگونه می خواهیم یک ارتشی را در کنار یک سپاهی برای پدافند از میهن قرار دهیم

 

17 April 2007

رپ فارسی، به پیش

پس از عدم اسقبال جوانان ایرانی از سبک های راک و متال و... موسیقی" رپ "و" هیپ هاپ " همچنان پرطرفدارترین سبک موسیقی در ایران، پس از پاپ است. با توجه به زیرزمینی بودن این سبک و عدم حمایت هیچ اسپانسر مالی از خوانندگان این نوع موسیقی به جرات می توان رپرهای ایران را فعال ترین، عاشق ترین و با شهامت ترین دسته از خوانندگان ایرانی دانست

 

medium_rap2.2.jpg

 

موضوعات شعر رپ فارسی در دو گروه عمده است. یکی به موضوعات روزمره دوران جوانی ، همچون پارتی، سکس، دختر بازی و...دیگر موضوعات اجتمایی و حتی سیاسی و میهنی روز مانند "حقوق مقدس ملت ایران در زمینه انرژی هسته ای". بله رپر های ایرانی را نیز باید در کنار دیگر حامیان تثبیت دستیابی ایران به فن آوری هسته ای دانست

از مطرح ترین رپرهای ایرانی می توان از "سروش لشگری" نام برد. سروش با نام هنری "هیچکس" در آلبوم تازه خود با نام "جنگل آسفالت" از حقوق هسته ای ایران نیز پدافند می کند. هیچکس، در بخشی از ترانه "وطن پرست" می خواند (( الان بهونه شون انرژی هسته ای شده، بگو چرا داری سلاح هسته ای خودت )). ترانه " وطن پرست" در آغاز بر این واقعیت تلخ تاریخی نیز صحه می گذارد که : (( این که الان گربه است، یه زمانی ببر بوده / به چه هیبت این ببر، از غرب تا شرق بوده )). هیچکس در ترانه دیگر خود با نام " من وایسادم " به لزوم ایستادگی و این واقعیت که پیشرفت، مستلزم دادن هزینه هایی است اشاره می کند : (( من وایسادم، پس چرا نشستی؟ من وایسادم، تو هم باید پاشی ببخشید / من وایسادم، یه در خواست دارم، همه پای پیشرفت ایران باید باشن

 

 

آلبوم " جنگل آسفالت " را از اینجا دانلود کنید

 

تجمع برای اعتراض به آبگیری سد سیوند در روز اول اردیبهشت

 

 

16 April 2007

انگلستان، کارخانه دین سازی

یکی از جریان های مشکوک تاریخ معاصر ایران ظهور پدیده ای است به نام بهائیت. آیین بهایی پس از سلسله رویدادهایی ازmedium_Bahaullah.jpg زمان اعلام موجودیت "علی محمد باب" توسط "میرزا حسین علی نوری" تاسیس گشت. قصد این نوشتار پرداختن به مسائل دینی در رابطه با این آیین نیست بلکه تنها هدف طرح پرسش هایی در زمینه ی مسائل ملی است که تا کنون در گفتگو هایی که با پیروان این ایدئولوژی داشتم از جانب آنان بی جواب مانده است

نخستین مشکل که اتفاقاً مشکل بزرگی نیز هست چرایی تدوین این آیین _ یا به گفته پیروانش نزول وحی _ به زبان عربی در کشور پارسی زبان ایران است. برای نخستین بار در تاریخ ادیان، دینی که پدیدار می شود به زبانی است غیر از زبان مردم آن دیار. تصورش را بکنید : خدا توسط یک شخص ایرانی ( میرزا حسین علی نوری ) با دیگر ایرانیان به زبان عربی سخن می گوید. اما بد نیست پاسخ یک بهایی را نیز در این رابطه بدانیم. هنگامی که در روم بهاییان در" پالتاک" این پرسش را مطرح کردم، یک از آنان گفت : " حقیقت به هر زبانی که باشد حقیقت است، این گونه نیست؟" که البته درجواب من که پرسیدم این حقیقت در کشور فارسی زبان ایران توسط یک فارسی زبان ایرانی چرا باید به زبان عربی _ و نه فارسی _ بیان شود سکوت اختیار کرد

مورد دیگر اساس انتر ناسیونالیستی اندیشه های بهایی است. ازمهمترین اصول آیین بهایی که به گفته "عبدالبهاء" _ فرزند و جانشین بهاءالله پس از وی _ هدف پیدایش بهائیت نیز هست اصلی است به نام " وحدت عالم انسانی ". بهاییان در توضیح این عنوان بیان می دارند که مرحله اول جهان زمان اتحادانسانها و پیدایش قبیله ها بود و بعد اتحاد قوم ها و قبیله ها و تشکیل کشور و ملت بود و اینک نوبت اتحاد کشورها و وحدت عالم !!! و سخنان بی پایه و بی سروته دیگر از این دست. مروری بر تاریخ فعالیت های این عناصر مارا در پی بردن به چگونگی راهبرد بهاییان برای رسیدن به هدف یاری می کند

حمایت های بی دریغ امپراتوری فخیمه انگستان از این آیین در آغاز پیدایش و ارتباطات گسترده و مشکوک این جماعت با محافل اسرائیلی و آمریکایی در ادامه راه است. به عنوان مثال دولت انگلستان در سال (1944) در سرزمین فلسطین _ که امروزه جزو خاک اسرائیل است _ بهاییان را از پرداخت مالیات و عوارض معاف کرد واین در حالی است که جهودان، مسلمین و حتی مسیحیان آن دیار مشمول این قاعده نشدند واین تنها نمونه کوچک خارجی این جریان در کنار حمایت های گسترده سفارت انگلستان از بهاییان در ایران زمان قاجار است

شاید ریشه تمامی این مسائل را بتوان در جمله ای از "هوشنگ طالع" جستجو کرد. هوشنگ طالع در پوشینه نخست مجموعه " تاریخ تجزیه ایران " تخصص استعماری روسیه را "حزب سازی" در کشورهای تحت استعمارش می داند و تخصص انگلستان را در " دین سازی " در این کشورها. باید یادآور شوم که دکتر طالع به هیچ وجه اشاره ای به بهاییت نمی کند اما اگر حزب توده را مثالی برای حزب سازی روسیه بیاوریم، آیین بهایی نیز شاید _ و فقط شاید _ مثالی برای دین سازی انگلستان باشد

12 April 2007

H3 حمله به

فروردین، یادآور روزهای خوش و ناخوش ارتش ایران است. حمله به پایگاه الولید در مرز اردن در جریان جنگ با عراق ، شهادت صیاد شیرازی از شجاعترین امرای تاریخ ارتش ایران و دست آخر بیست و نه فروردین : روز ارتش و نیروی زمینی. بر این پایه بر آن شدیم تا در نوشتارهایی جداگانه به گرامی داشت این روز ها بپردازیم

اگر ايشون رو هم زدند من روي تک تک شما براي پيدا کردن و زدن اچ3 حساب ميکنم

عملیات اچ 3 یکی از بزرگترین عملیاتهای هوایی دنیاست که به نام فانتومها ثبت شده است. فانتومهای ایرانی طی یک عملیات پیچیده و تحسین برانگیز در 4 آوریل 1981 (15 فروردین 1360 ) پایگاه هوایی الولید در مجموعه اچ 3 واقع در غرب عراق، در نزدیکی مرز این کشور با اردن را بکلی نابود کردند. در مجموع بیش از 48 هواپیمای عراقی که بیشتر آنها بمب افکنهای روسی ( میگ 23، سوخو 20، تییو 16، تییو 22 ) بودند در این عملیات از بین رفتند. حمله به اچ 3 از لحاظ فنی یکی از پیچیده ترین عملیاتهای هوایی جهان بشمار می رود و از نظر دستاوردهای نظامی نیز با توجه به نابودی کامل 48 هواپیمای دشمن در رده بزرگترین و موفقترین عملیاتهای نظامی جهان قرار می گیرد. این عملیات در 1981 یعنی زمانی که نیروی هوایی ایران از برتری بی چون و چرایی بر نیروی هوایی عراق برخوردار بود به انجام رسید. می دانیم که در اول مهرماه 1359، یکروز پس از آغاز جنگ و حمله ی هواپیماهای عراقی به فرودگاه مهرآباد نیز یکی از بزرگترین عملیاتهای هوایی جهان با شرکت بیش از یکصد و چهل هواپیمای جنگی بر فراز عراق انجام شد. این عملیات از نظر تعداد هواپیماهای شرکت کننده در آن یکی از منحصر بفرد ترین نبردهای هوایی جهان پس از جنگ جهانی دوم بشمار می رود. در این حمله بسیاری از تاسیسات زیربنایی عراق، پایگاهها و دپوهای ارتش عراق در مرز این کشور با ایران نابود شد. در سال 1981 منابع اطلاعاتی ایران دریافتند که نیروی هوایی عراق تعدادی از بمب افکنهای خود را برای دور ماندن از حملات هواپیماهای ایرانی و جلوگیری از نابودی آنها بر روی باند فرودگاه به پایگاهی در دورترین نقطهی غرب این کشور منتقل ساخته است؛ به یکی از پایگاههای سه گانه ی اچ 3 با نام الولید. هیچ کارشناس نظامی تا آنوقت تصور نمی کرد که این پایگاهها که در غربی ترین نقطه ی خاک عراق و در نزدیکی مرز این کشور با اردن واقع شده است روزی هدف حمله ی جنگندههای ایرانی قرار گیرد. اغراق نیست اگر این عملیات را که در زمان خود بهت و حیرت بسیاری از کارشناسان نظامی غرب را موجب شده بود یکی از شگفت انگیزترین و قاطع­ترین نبردهای هوایی جهان بدانیم

medium_004.jpg

عملیات پیروزمندانه حمله به( اچ 3 )  اثبات کننده یک چیز بود. لزوم تخصص و امکانات پیشرفته در کنار شجاعت و تعهد. مسئله ای که پس از انقلاب توسط کار به دستان جمهوری اسلامی نادیده گرفته شد و منجر به بوجود آمدن مشکلات روز افزون نیروهای مسلح ایران در اواخر جنگ گردید. برای درک راستین فرازمینی بودن مردان آهنین نیروی هوایی ایران این بخش از نوشتار احسان نراقی در کتاب "از کاخ شاه تا زندان اوین" راه گشاست

مذاکرات من با این خلبان یگانه( تیمسار مهدیون) مرا متوجه مردانی از نوع دیگر، در ایران نمود... این افراد به دلیل پرستش تکنیکهای پیشرفته‌ای که مدام هم تکمیل‌تر می‌شدند، اگر نگوییم به صورت ابر مرد، ولی لااقل به مردانی کاملاً متفاوت از دیگران تبدیل می‌شدند. آنها به همین خاطر، نسبت به تمام انسانهای فانی، احساس برتری و غرور می‌کردند... آنها به دلیل حساسیت بیش از حدی که به تکنیک روا می‌داشتند، در برابر حساسیت‌های فرهنگی، مدنی و سیاسی- اجتماعی هم‌وطنانشان، غیر قابل نفوذ شده‌ بودند

 

11 April 2007

خداحافظ مصدق

در درازای دست کم صد سال گذشته در تاریخ ایران، ملی شدن صنعت نفت در میان حرکت های ملی از نمود بیشتری برخوردار بود. این شاید به دلیل پنجه در پنجه شدن ایران در جریان این نهضت با دشمنان خارجی ایران و خاک مال کردن پوزه امپراتوری فخیمه بود. نفرتی که ایرانیان از انگلیسی ها در سال های پیش از آن اندوخته بودن سبب آن شد تا نهضت ملی شدن صنعت نفت در حافظه تاریخی ملت ایران به عنوان ملی ترین حرکت دوران معاصر شناخته شود. دکتر مصدق نیز در این میان نماد و سمبل این حرکت و تمامی جنبش های ناسیونالیستی پس از آن شد. این گونه بود که در کنار بیشینه کسانی که در این سال ها سخنی از از ایران می آوردند و درد میهن داشتند _ یا دست کم این گونه نشان می دادند _ عکسی از دکتر مصدق بود و یادی از ملی شدن صنعت نفت

اما دیگر تمام شد. کار بس سترگ تر از ملی شدن صنعت نفت در سایه دشمنی ها و کینه های بس بزرگتر دشمنان و خیانت های بیشتر خود فروختگان داخلی انجام گرفته است. دستیابی به فن آوری هسته ای _ حتی اگر در همین مرحله متوقف شود که نمی شود _ جایی برای خودنمایی ملی شدن نفت و رهبر آن ، مصدق باقی نگذاشته است. البته هرچند رهبری شجاعانه دکتر احمدی نژاد نقش چشمگیری در به بار نشستن آن بازی می کند _ نگاه کنید به وضیت پرونده هسته ای ایران در دوران آخوند عبا شکلاتی _ اما این با دیگر فن آوری هسته ایران باید به پای "ملت ایران" نوشت نه شخص خاصی. این بار دیگر نباید نیروهای "احمدی نژادی" در کنار نیروهای " مصدقی" اختراع شود. این دستاورد پاداش ایستادگی و رنج کشیدگی های " ملت ایران" است

نام دکتر مصدق ، شهید دکتر فاطمی و همه دست اندر کاران ملی شدن صنعت نفت در برگهای زرین کتاب ناسیونالیسم ایران نگاشته شده اما امروز روزی است که با شجاعت می گویم : خداحافظ مصدق

All the posts