28 October 2007

ملت و نا خود آگاه جمعی

کارل گوستاو یونگ، از بزرگان دانش روانشناسی، نظریه ای دارد به نام « ناخود آگاه جمعی» . ناخود آگاه جمعی مخزنی است از4544efc22a5b55ab0f67afa583ac82b9.jpg خاطره ها و آثاری که آدمی از نیاکان دور به ارث برده است. آدمی با این مخزن یا گنجینه، که چکیده  تجارب نسل های گذشته است، به دنیا می آید.  این مفاهیم، در مواجهه با امور واقع، برون افکنده می شوند

بر این پایه، از آنجاکه افراد یک ملت تجارب و خاطره های یکسانی در درازای تاریخ دارند، غالبآ واکنش یکسانی نیز به حوادث پیش رو می دهند. استاد هاشم رضی نیز در کتاب حکمت خسروانی، مُثل افلاتونی و جهان فرَوَشی آیین مزدیسنا را همان ناخودآگاه جمعی یونگ می داند

این آموزه های علمی، فلسفی و دینی به ما ثابت می کند که تنها به دست آوردن « تابعیت » کشور ایران، برای ایرانی شدن کافی نیست، بلکه باید گذشته و تباری مشترک و همسان نیز وجود داشته باشد تا یک « تبعه »، جزیی از ملت ایران شود. در غیر این صورت، این « تبعه ایران » تبدیل به عنصری نا هم گون می شود و در تمامی مسایل سرنوشت ساز یک ملت، به قول نظامی ها « تک پا » می زند

 

 

توضیح

تک پا، اصطلاحی است در بین نظامیان و معنای آن، این است که در هنگام رژه، یک یا چند نفر در بین گروهان رژه رونده نا هماهنگ با بقیه قدم بر می دارند و در نتیجه، موجب خراب شدن رژه می شوند

 

21 October 2007

دریای مازندران و دیگر هیچ

چند روز اخیر برای نگارنده این تارنگار بد ترین روزهای همه این سال ها بود. گویی « اهریمن همه تن مرگ » هر آن چه در آستین داشته برای از پا در آوردنم بیرون کشیده است. آواری از شکست ها و سرخوردگی های شخصی ( بماند ) و ایدئولوژیک ( هم چون تجزیه ایران در دریای مازندران ) بر سرم فرود آمده تا روحیه آفندی و ایمانی را که هر پان ایرانیستی از آن برخوردار است به پایین ترین حد خود برساند، اما خوشبختانه هنوز این سخن را از سرور منوچهر یزدی به یادگار دارم که : « یک پان ایرانیست هیچ گاه نا امید نمی شود » . و در این روز های برزخی، نیایش مهر _ همو که دوستاران خود را هرگز فراموش نمی کند _ و خواندن « مهریشت » ورد صبح و شام ما شده است

 

 

ای میترا

 تو مارا یار باش

 ای میترا

 به تو دروغ نتوان گفت

 دشمنان مارا به بیم و هراس درافکن

 چون  تویی که می توانی نیروهاشان را بازستانی و درمانده شان سازی

ای میترا

این سرودهای مارا بشنو

 ستایش و عبادت مارا بپذیر

کام مارا روا کن

 فدیه و نیازمان را بپذیر و میان این جمع دوستار فرود آی

 

 

و اما بعد

پس از قضیه فاجعه بار دریای مازندران و فعالیت هایی که در این زمینه کردم ( همچون نوشتن نامه به دکتر احمدی نژاد، حضور در برابر نهاد ریاست جمهوری و...) ، در نوشتار پیشین، با کامنت یکی از میهن پرستان وظیفه شناس مواجه شدم که خبر از  « گل واژه » های خائنانه یک اصلاح طلب و یقه جر دادن هایش برای تجزیه ایران در روزنامه اعتماد می داد. با خواندن آن « لاو استوری»، دیگر حالم را نمی فهمیدم. چگونه ممکن است که کسی در پایتخت این سرزمین بتواند این جرات را به خود بدهد که در روزنامه رسمی این مملکت به تمامیت ارضی ایران بتازد. خوشبختانه هنوز آن قدر بی غیرت نشده ام که از کنار این خباثت ها به سادگی رد شوم، بنا بر این تصمیم گرفتم تا با حضور در روزی نامه اعتماد، برخی نکات را به صورت « فیزیکی » به ایشان گوش زد کنم. پس از تماس های متعدد مشخص شد که این فرد از اساتید دانشگاه تهران است و مطالب خود را به روزنامه ارسال می کند. جالب آن که هیچ یک از مسئولین روزی نامه نیز از ایشان خبری نداشتند !!! به هر حال به همراه یکی از دوستان، در روزنامه اعتماد حضور به هم رساندیم و یادآوری ها را به مشاور سردبیر کردیم. ایشان با اظهار تاسف از چاپ این مطلب، در خواست کرد که نقدی بر آن نوشتار بنویسیم اما حاضر نشد که  روزنامه اعتماد از ملت ایران عذر خواهی کند. دست آخر این که ما از جماعت اصلاح طلب سابق، هیچ انتظاری در زمینه حرکت در راستای منافع ملی نداریم

 

 

در همین رابطه

ننگ نامه ای به نام شرق

 

18 October 2007

حق 50 درصدی ایران در تارنماهای دیگر

  نوشتارهایی در خصوص حق پنجاه درصدی ایران در دریای مازندران

بیانیه ی حزب ملت ایران در خصوص حق پنجاه درصدی ایران در دریای مازندران / جوانان پان ایرانیست کرمان

حق پنجاه درصدی ایران در دریای مازندران /  نژادگان

بیانیه ی جبهه ملی در خصوص حق پنجاه درصدی ایران در دریای مازندران / جوانان پان ایرانیست کرمان

بیانیه ی حزب پان ایرانیست در خصوص حق پنجاه درصدی ایران در دریای مازندران / فرمان آریا

نوشتار دکتر ابراهیم میرانی در خصوص حق پنجاه درصدی ایران در دریای مازندران / تریبون آزاد پان ایرانیست در خوزستان

نوشتار دکتر هوشنگ طالع و عبدالله مراد علی بیگی در خصوص حق پنجاه درصدی ایران در دریای مازندران / آریا بوم

 

 

توضیح

چنان چه دیگر هم میهنان نوشتار یا بیانیه ای در خصوص حق پنجاه درصدی ایران در دریای مازندران در تارنگارشان گذاشته اند، اعلام کنند تا پیوندشان در این جا قرار گیرد

 

16 October 2007

حق 50 درصدی در دریای مازندران

بیانیه ی جنبش دانش آموزی ایران اسلامی در خصوص حق 50 درصدی ایران در دریای مازندران

در بخشی از این بیانیه چنین آمده است

طبیعی است که دانش آموزان ایران اسلامی عموما و اعضای جنبش دانش آموزی خصوصا نسبت به حقوق حقه ایران اسلامی هیچگونه گذشتی نخواهند داشت و به هیچیک از قدرت ها باج نخواهند داد. انتظار می رود که مسئولان محترم جمهوری اسلامی نیز حقوق این ملت را با همه توان حفظ نمایند و به هیچ وجه مخالف قراردادهای بین المللی و موثق معتبر تصمیمی گرفته نشود. اعضای انجمن های اسلامی دانش آموزان انتظار دارند که منافع ملی همه کشورهای حاشیه دریای خزر به صورتی عادلانه حفظ شود و از منابع موجود همچون گاز و نفت سرشاری که در فلات قاره های کشورها به عنوان موهبتی الهی وجود دارد، همگان برخوردار شوند.

انتظار می رود که دیگر کشورها به قوانین بین المللی متعهد باشند و در اکتشاف و حفر چاه های گاز و نفت به صورت مستقل تصمیم بگیرند و تاسیسات و تجهیزاتی که بر خلاف قواعد بین المللی نصب شده برچیده شود وکلیه کشورهای حاضر بر اساس موازین پذیرفته شده بین المللی عمل نمایند

 

13 October 2007

سهم 50 درصدی ایران در دریای مازندران

وطن يعنی همه آب و همه خاک
وطن يعنی همه عشق و همه پاک

 

آب های سرزمینی یک کشور همانند خاک آن سرزمین، بخشی از کشور و متعلق به آن ملت است. حقوق مکتسبه و منافع نیز، برای یک ملت درست به مانند آب و خاک یک سرزمین است و بذل و بخشش آن به بیگانگان، خیانتی بزرگ محسوب می شود

تا چند روز دیگر ( 24 مهر ماه ) اجلاس سران کشورهای حوزه دریای مازندران در تهران برگذار می شود. خبرهای بسیار تاسف انگیزی مبنی بر امضای موافقت نامه رژیم حقوقی جدید دریای مازندران و کاهش سهم پنجاه درصدی ایران به سیزده درصد به گوش می رسد. دکتر احمدی نژاد نیز در پیام شادباش عید فطر به سران این کشورها، دریای مازندران را دریای صلح و دوستی خواند  _* بنگرید به سخنان شاه، هنگامی که قصد داشت بحرین را به بیگانگان واگذار کند

به موجب قرارداد 1940 بین ایران و شوروی، هر دو کشور در دریای مازندران دارای سهم مساوی پنجاه درصد در تمامی منابع آن هستند. و نیز در این قرارداد دریای مازندران بارها و به طور مکرر دریای « ایران و شوروی » خوانده شده است. اما آیا پس از فروپاشی شوروی هم، این قرارداد بر پایه ی حقوق بین الملل قابل پذیرش و معتبر می باشد؟ پاسخ این پرسش مثبت است. بر پایه ی بند الف ماده 34 « کنوانسیون وین در مورد جانشینی کشورها بر معاهدات » _ که عین آن در ادامه خواهد آمد _ کشورهای تازه استقلال یافته ملزم به پذیرش این قرارداد می باشند. این نکته ای است که هیچ گاه از سوی کار به دستان جمهوری اسلامی پیگیری نشد. دو دولت پیشین نیز هرچند که در خصوص امضای موافقت نامه جدید وقت کشی می کردند، اما هیچ گاه ادعایی مبنی بر سهم پنجاه درصدی بر پایه قرارداد 1940 نیز نکردند و درخاست تنها بیست درصد از دریای مازندران را داشتند

اکنون نه تها بر دوستان هم اندیش بلکه بر همه ایرانیان واجب است تا به هر وسیله که در دست دارند، به این تصمیم احتمالی اعتراض و مانع از انجام این خیانت شوند. توجه داشته باشید که در صورت وقوع فاجعه، سهل انگاری و بی توجهی ما نیز، در کنار خیانت کار به دستان در تاریخ ثبت خواهد شد

 

 

 

پیوست

عهدنامه 1978 وین در مورد جانشینی کشورها بر معاهدات

هر بخش یا بخش هایی از سرزمین کشوری برای تشکیل یک یا چند کشور، جدا شوند، اعم از این که کشور پیشین به موجودیت خود ادامه دهد یا ندهد

الف _ هر معاهده ای که در زمان جانشینی کشورها و در رابطه با کل سرزمین کشور پیشین لازم الاجرا باشد، لازم الاجرا بودن آن نسبت به هر کشور جانشینی که به این طریق تشکیل یافته، استمرار خواهد یافت

 

10 October 2007

پان ایرانیسم، حزب پان ایرانیست و نژاد باوری

ما این کتاب که می نویسیم، امیدی را می نویسیم که در قحط سال نان خوش تر بود، و اگر نه، چه جای این سخن است. و ما این از بهر قومی می کنیم که ایشان را دردی گرفته است و از این نوع در دل ایشان چیزی است

احمد جام – سراج السائرین

واژه مقدس پان ایرانیسم را نمی توان بدون نژاد باوری در ذهن متصور شد. گویی این دو، دوقلوهای به هم چسبیده ای هستند که هیچ پزشک مجربی نمی تواند آن ها را از هم جدا کند و جدایی شان موجب مرگ هر دو می شود. اما در این میان پاره ای از نابخردان که پان ایرانیسم را در میان پس مانده های لیبرالیسم جستجو می کنند همواره بر این بوده اند تا این اندیشه ورجاوند را که سابقه اش برابر سابقه تشکیل ملت ایران است،  با افکار زنگ زده خود منطبق نشان دهند. بر این پایه " ایران برتر از همه " هم چون گذشته قصد دارد تا با ارایه اسنادی که برای نخستین بار در این تارنگار منتشر می شود اثبات نماید که نه تنها امروز، بلکه در آغازین روزهای نهضت و در درازای فعالیت های حزبی و مکتبی، این دو همزاد، هیچ گاه از هم جداشدنی نبوده اند

c83a91b3a495af7a6c02f7880b9a062d.jpg

 

 

تصویری که می بینید، صفحه نخست روزنامه " ندای پان ایرانیسم " ارگان " حزب پان ایرانیست " در اوایل دهه سی خورشیدی است. در این صفحه که مهمترین نوشتارها بدان اختصاص پیدا می کند، " کنگره عمومی نمایندگان حزب پان ایرانیست " و نیز عکسی جمعی از سروران: شهید دکتر عاملی، محسن پزشکپور و آق بیاتی چاپ شده که با فلش قرمز رنگ به خوبی نمایان است. اما نکته جالب این که در همین صفحه نخست از ارگان حزب پان ایرانیست و در کنار تصویر سرور محسن پزشکپور، مقاله ای چاپ شده است با عنوان : " جهود شناسی : ماسک جنایت " . این مقاله از سلسله مقاله هایی است با عنوان " جهود شناسی " که به طور مرتب و در کنار دیگر مطالب نژاد باورانه در این روزنامه و سایر روزنامه های پان ایرانیستی چاپ می شد

این مقاله با این جملات آغاز می شود

جنایت و فعالیت های تخریبی قوم پلید جهود بر هیچ کس پوشیده نیست... و کسانی که به روحیات و طرق کار این قوم آشنا شوند بیش از پیش خود را آماده مبارزه با این حشرات موذی و زالوهای اجتمایی می نمایند

 

da959d40ed4a179fc8e41494cc249eee.jpg

09 October 2007

اوباش اصلاح طلب و جفتک پرانی هایی که تمامی ندارد

هو... چه خبرتونه... می گم بندازنتون بیرون...0e37e1c95ca0c819bf41ec56eaa8fd18.jpg

این ها سخنانی است که سردسته قماش اصلاح طلبان اسبق – ملا ممد گل یاس- در هنگام حضور خود در دانشگاه تهران خطاب به معترضان گفت

دکتر احمدی نژاد پس از حضور در نیویورک و دفاع از حقوق ملت ایران در سازمان ملل و دانشگاه کلمبیا، در دانشگاه تهران حضور یافت که در این بین تعدادی از ارازل و اوباش موسوم به اصلاح طلب که شوربختانه عنوان دانشجو را نیز به یدک می کشند دست به هوچی گری و اغتشاش زدند. پیش از این نیز این افراد در دانشگاه امیر کبیر اقدام به آتش زدن عکس رییس جمهور نموده بودند

سوزش این دسته چند دلیل عمده دارد : نخست دفاع رییس جمهور از حقوق ملت ایران به ویژه در زمینه انرژی هسته ای می باشد. آشکار است که سیاست مطلوب هر وطن فروشی ( = اصلاح طلبی ) همان سیاستی است که جناب عبا شکلاتی در دوران ریاست جمهوری خود پی گرفت، یعنی امضای خیانت آمیز پروتوکل الحاقی و تعلیق سه ساله فعالیت های اتمی ایران. دیگر آن که دو سه سالی است که آمریکایی ها کمتر امکان خرج کردن پول های خود را در ایران می یابند و این موجب پریشانی کسانی شده است که از این پول ها زندگی می گذراندند. اما این عروسکان خیمه شب بازی رسانه های ضد ایرانی آمریکا اگر زره ای وجدان دارند بهتر است مقایسه ای بکنند بین برخورد احمدی نژاد با مخالفان خود در دانشگاه و خاتمی

هو... چه خبرتونه... می گم بندازنتون بیرون...

 

08 October 2007

حزب ملت ایران و جدایی بحرین

مهندس بهرام نمازی

ما چند دوست بودیم که همه ما همرزم و هم اندیش ، برنامه هایی داشتیم . یکی از از این برنامه ها به ایران گردی اختصاص دادیم. من با یکی از دوستان همرزمم دکتر فضل اله جمشیدی در 27 اسفند تهران را به سمت بندر عباس ترک کردیم . از بندرعباس تا بندر شاهپور را تکه تکه ، آبادی به آبادی رفتیم ومسائل ووضع منطقه را بررسی میکردیم. خوب بیاد دارم همان موقع مسئله بحرین بود . ودکتر جمشیدی نخستین بار بود که خلیج فارس را میدید وزمانی که ما در بندر عباس به دیوار ساحلی رسیدیم من دیدم که دکتر جمشیدی با لباس بسمت آب خلیج فارس حرکت کرد وتا کمر در آب رفت. من گفتم این چه کاری ست ؟ا چه کار میکنی ؟ . گفت : می خواهم غسل تعمید کنم . گفتم منظورت چیه ؟ گفت : هر ایرانی باید در خلیج فارس غسل تعمید بکند. و این سفر ما تا روز 14 فروردین طول کشید. و ما به تهران برگشتیم . ورودم را به شادروان داریوش فروهر اطلاع دادم و ایشان بمن گفت که فردا صبح اول وقت بیا منزل من. من فردا صبح به دیدن ایشان رفتم وایشان اعلامیه بحرین را که بسیار شدید بود ودر آن اعلام کرده بود که بحرین جزء جدایی ناپذیر ایران است وهمچنین دولت و حکومت را بشدت بباد انتقاد گرفته بود واز تمام مردم واز همه زنان ومردان و گروه های سیاسی خواسته بود تا با این قضیه مخالفت کنند. ما آن موقع که روزنامه ها وچاپخانه ها زیر نظر ساواک بود با همان ماشین های پلی کپی که معرف حضورتان است . این اعلامیه را به مقدار زیادی چاپ کردیم ودر سطح شهر پخش کردیم وهمچنین آنرا به نمایندگی های سیاسی فرستاده شد. به خبرگذاریها فرستادیم ، به سازمان ملل فرستادیم . بهر حال ما این اعلامیه را به شدت پخش کردیم و حزب وارد حرکت هایی شد که در پی آن جنبش هایی بوجود آید. بیاد دارم که چهار روز بعدش به خانه شادروان داریوش فروهر در همین کوچه خزئل ریختند واورا دستگیر کردند. زمانی که اورا میبردند شادروان همرزم پروانه فروهر وپرستو فروهر که آنموقع خردسال بود و فکر میکنم کلاس اول ابتدائی بود در پشت سر داریوش فروهر شروع کردند به خواندن سرود ای ایران

 درپی بازداشت شادروان داریوش فروهر، همرزم علی اصغر بهنام بازداشت شد و در همین زمان حزب ملت ایران اعلامیه دوم خودش را منتشر کرد . آن اعلامیه از این قرار بود که داریوش فروهر هنگامیکه بازداشت شد بعنوان اعتراض به جدایی بحرین اعلام اعتصاب غذا کرد وایشان را از زندان غزل قلعه به زندان اوین ، بند 325 که آن موقع تازه باز گشائی شده بود وبعدها قرار بود که تبدیل به دانشگاه بشه که نشد وخیلی هم وسیع تر شد منتقل کردند ایشان در حدود دوازده روز در اعتصاب غذا بودند و بعدا با پا در میانی یکی دوتن از رهبران جبهه ملی ، ایشان اعتصاب را شکستند ولی قبل انکه اعتصاب غذا را بشکنند دبیرخانه حزب ملت ایران نسبت به جدائی بحرین وآنچه پیش آمده بود اعتراض کرد ونسبت به سرنوشت داریوش فروهر وسلامت او اعتراض کرد..... در این جا بعد از این خبر علاوه بر شادروان داریوش فروهر، همرزم اصغر بهنام ، همرزمان منصور رسولی ، فردین مخبر ، دکتر نصراله جمشیدی و من بهرام نمازی وهمزمان باما همرزمان دیگرمان شادروان محمد خالقی ، شادروان محمدی وهمرزم عزیزم پرویز کریم خانی که اکنون در امریکا هستند که اگر آرزوئی داشته باشند تنها یک آرزوست و آنهم بازگشت به ایران و بوسه برخاک مقدس ایران است . بله ما عده ای بودیم که در ارتباط با واقعه بحرین بازداشت شدیم و جالب این بود اتهامی که بما دادند آن زمان یک ماده 60 بود تبدیل شده بود به ماده یک مقبلی.....وآن شامل کسانی میشد که قصد تجزیه کشور را داشته باشند یعنی که فرقه پیشه وری آذربایجان را بموجب همین ماده قانون محاکمه میکردند . کسانی که مخالفت با رژیم سلطنت را با همین ماده قانون محاکمه میکردند . برای ما چهار تن همرزمان مخبر ، دکتر جمشیدی ، منصور رسولی و من بهرام نمازی سه تا ده سال حبس تقاضا کرده بودند . تیمسار خواجه نوری ریاست دادگاه را داشت. در آنجا ما دفاع مفصلی کردیم ، انچنان دفاعی که دستور دادند گروهی از افسران جوان که در کادر قضائی کار میکردند را در دادگاه حضور یابند. تا بتوانند دفاعیات مارا بشنوند. یکی از ما در ان دادگاه گفت : من نباید در دادگاه ارتش ایران محاکمه بشوم ، من بایستی در دادگاه ارتش انگلیس محاکمه شوم ، من که نگفتم قسمتی از ایران باید جدا بشه ، من گفتم نباید جدا بشه . بهر حال دادگاه فرمایشی بود وما چهار تن را محکوم کردند . هفت سال به من دادند ، سه سال به رسولی ... تا بعد که به دادگاه تجدید نظر رفتیم. در این هنگام دفتر برون مرزی حزب ملت ایران که در فرانسه بود یک اعلامیه ای داد وبه جدائی بحرین اعتراض کرده بود ، به بازداشت فروهر و ما اعتراض کرده بود سازمان های برون مرزی که آن زمان در اروپا وآ مریکا بودند هم به جدائی بحرین اعتراض کرده بودند وهم به بازداشت ما. بهر حال این اعتراض ها وفشارها باعث شد که ما در دادگاه تجدید نظر هرکدام به دو تا دو ونیم سال زندان محکوم شویم و بعد از آن که زندان تمام شد از زندان آمدیم بیرون ولی شادروان داریوش فروهر همچنان در زندان به مدت سه سال و هشت / نه ماه ماند و بعدا ایشان از زندان آزاد شدند بدون محاکمه... این در مورد باز داشت ها ، ما که در مخالفت با جدائی بحرین به زندان رفتیم

02 October 2007

مهرگان در ادب پارسی

سروده زیبای مسعود سعد سلمان

روز مهر و ماه مهر و جشن فرخ مهرگان

مهر بیافزا ای نگار خوب چهر مهربان

مهربانی کن به جشن مهرگان و روز مهر

مهربانی کن به روز مهر و جشن مهرگان

جام را چون لاله گردان از نبید باده رنگ

و اندر آن منگر که لاله نیست اندر بوستان

و

خسروا شب های عمرت روز باد

مهرگان ملک تو نوروز باد

رای نورانی تو خورشیدوار

در جهان عدل ملک افروز باد

از رودکی

ملکا جشن مهرگان آمد

جشن شاهان و خسروان آمد

جز به جای ملحم و خرگاه

بدل باغ و بوستان آمد

مورد به جای سوسن آمد باز

می به جای ارغوان آمد

از منوچهری

شاد باشید که جشن مهرگان آمد

بانگ و آوای درای کاروان آمد

کاروان مهرگان از خزران آمد

یا که از اقصای بلاد چینستان آمد

نه از این آمد، بالله نه از آن آمد

که ز فردوس برین، وز آسمان آمد

از فرخی سیستانی

بگشاد مهرگاندر اقبال بر جهان

فرخنده باد بر ملک شرق مهرگان

و

شب مهرگان بود و من مدح گویم

خداوند را هر شب مهرگانی

و

مهرگانت خجسته باد و دلت

برکشیده بر اسب شادی تنگ

و

همایون و فرخنده بادت نشستن

بدین جشن فرخنده مهرگانی

All the posts