17 November 2006

دیلمیان و تازیان

احمد کسروی

پس از پيدايش اسلام و برافتادن پادشاهي ساسانيان، سرتاسر ايران از رود فرات تا رود جيحون و از خليج ‌فارس تا قفقاز و در بند، به دست تازيان افتاد. در رشته كوهستان البرز، مردمانی كه عمده ايشان ديلمان و  تپوران (مردم طبرستان) بودند، تازيان را به سرزمين خود راه نداده، يوغ بندگي آنان به گردن نپذيرفتند و با همه زور و توانايي كه در آن وقت كشور گشايان تازي را بود و كوه و دشت از سهم و هيبت ايشان مي‌لرزيد، مردم اين يك قطعه كوهستان، رام و زبون ايشان نشده و استقلال و آزادي خود از دست ندادند

ولي تپوران با آن كه از هر حيث بزرگتر و نيرومندتر از ديلمان بودند، با تازيان پيمان آتشي بسته، ترك جنگ و دشمني گفتند و پس از مدتي هم تازيان با هر تلاشي بود به ولايت ايشان درآمده و سراسر دشت و هامون آن جا را تصرف نمودند و تنها در برخي كوهسارها بود كه پادشهاني از بوميان، حكم‌راني و استقلال داشتند ]به شرحي كه در تاريخ‌ها نگاشته است[. اما ديلمان برخلاف تپوران، در دشمني و كينه ورزي با تازيان سخت ايستاده‌گر آشتي و طلب زينهار نگرديدند. و بدين اكتفا نكردند كه در كوهستان خود آزاد زيسته از تعرض دشمنان آسوده باشند بلكه هنگام فرصت برتازيان تاخته و از كشتار و تاراج دريغ نمي‌كردند. اين بود كه تازيان، قزوين رابدان سان كه در زمان ساسانيان بود، لشگرگاه يا « ثغر» قرار داده سپاهي از غازيان و مرابطان در برابر ديلمان بنشاندند

تا اواخر قرن سيم هجري، اين ترتيب ميانه ديلمان و تازيان برقرار و بيش از دويست و پنجاه سال « به ويژه تا اواخر قرن دوم»، جنگ و زود و خورد پياپي در كار بود. ديلمان از بزرگترن و سهم‌ناك‌ترين دشمنان تازيان شمرده مي‌شدند و نام ديلم همه جا معروف و حمله و هجوم نابهنگام و بي‌باكانه آن گروه ضرب‌المثل بود. خلفا هركرا به والي‌گري جبال مي‌گماردند، مهم‌ترين وظيفه او بود كه با ديلمان جنگ كرده، جلو تاخت و هجوم آنان بگيرد

در همين زمان‌هاست كه حديث‌هايي از زبان پيغمبر در فضيلت قزوين و ثواب نشستن در آن جا روايت كرده‌اند. از جمله مي‌گويند فرمود: قزوين يكي از درهاي بهشت است هر كه يك روز و يك شب در آن جا به نيت جهاد نشيمن كند، بهشت بر او واجب شود. معلوم است كه ترس و رعب ديلمان، تازيان را فرو گرفته بود و كسي مايل به نشستن در قزوين نمي‌شده، اين حديث‌ها را براي تشويق و برانگيختن مردم روايت كرده‌اند و گرنه چنان كه ياقوت حموي متعرض شده صحت آن‌ها را نتوان باور نمود. شگفت است كه شكوه و توانايي تازيان در اين زمان‌ها به آخرين درجه رسيده و از كوه‌هاي پيرينه در اروپا تا تركستان چين در ميانه‌ي آسيا، فرو گرفته بود و تازيان كوه‌هاي پيرينه را در نورديده تا كنار رود لوار در خاك فرانسه به تاخت و تاز مي‌پرداختند و سرتاسر اروپا از سهم و رعب ايشان مي‌لرزيد. با اين حال چگونه بود كه در گوشه‌اي از ايران يك مشت مردم كوهستاني را زبون و رام ساختن نمي‌توانستند

نتوان گفت كه تنها سختي كوهستان ديلم و انبوهي جنگل‌ها بود كه تازيان را عاجز و درمانده مي‌ساخت چه تازيان در همه جا از اين كوه‌ها و جنگل‌ها بسيار ديده و درنورديده بودند. بايد گفت علت عمده، همانا مردانگي و دلاوري ديلمان و قهرماني‌ها و جانبازي‌ها بود كه آن مردم در راه نگاهداري مرز و بوم خود و دفع دشمنان بيگانه آشكار مي‌ساختند

در حقيقت زندگاني ديلمان در اين دوره، سراسر قهرماني و بهادري و در خور آن بوده كه در تاريخ‌هاي ايران به تفصيل نگاشته شود. ولي افسوس كه در تاريخ‌هاي ايران، هرگز يادي از اين داستان‌ها نكرده‌اند و شايد اگر بويهيان و زياريان نبودند، در تاريخ‌هاي ما نامي از ديلم برده نمي‌شد. در تاريخ‌هاي صدراسلام نيز اگر چه در ضمن حوادث آن زمان‌ها، نام ديلم فراوان برده مي‌شود و پيداست كه چه اهميتي داشته‌اند ولي از احوال اين طايفه چيزي نمي‌نويسند و درباره جنگ‌هايي كه پياپي ميانه‌ي ايشان و تازيان روي مي‌داد، جز خبرهاي مجمل و كوتاه در اين جا و آن جا نتوان يافت

 

 

 

07:20 Posted in ایران | Permalink | Comments (1) | Email this | Tags: iran

11 November 2006

پشتونستان، سرزمین من

پشتونستان از تکه های جدا افتاده  سرزمین من است. بخشی از ایران شرقی ( ایران شرقی شامل پشتونستان، بلوچستان و تاجیکستان ) medium_FlagofPakhtunistan.jpgکه مردمانش از اصیل ترین اقوام آریایی اند. استعمار پیر پس از جدا سازی پشتونستان از ایران، حتی با استقلال این سرزمین پس از آزادی هند موافقت نکرد و آن را بین دو کشور استعمار ساخته پاکستان و افغانستان ، با مرزهای کاملا مصنوعی تقسیم کرد. خط مرزی بین پاکستان و افغانستان که پشتون ها را از هم جدا می کند "دیورند" خوانده می شود. بخش پاکستانی (قبلا هند بریتانیایی) شامل منطقه‌ای از" چترال" در شمال تا "سیبی" در جنوب غربی می‌گردد. این منطقه در پاکستان بنام منطقه مرزی شمال غرب (صوبه سرحد شمالغرب) نامیده می‌شود. از این روی بود که پشتون ها در درازای سال های پس از استقلال هند همواره برای گرفتن حقوق از دست رفته خود مبارزه کردند و هیچ گاه خود را افغانستانی یا پاکستانی ندانستند.  درتاريخ( 18 جون 1947) "عبدالغفارخان" رهبر خدايی خدمتگار، جنبش اصلی پشتونستان مطالبات خود را با سياستمداران هند گاندی و نهرو مطرح کرد. جنبش خدايی خدمتگار يک جنبش اصلاح طلب مسلمان بود که نزد گاندی بخاطر تعهد بدون قيد و شرط آنها به انصراف از توسل به زور از اعتبار عالی برخوردار بود. انصراف از توسل به زور وساير نکات برنامه يي مانند متساوی شمردن زن با مرد ،حمايت از اقليتها و ...، ازآنجهت مورد توجه بود که در تقابل با اخلاقيات سختگيرانهء پدرسالاری "پشتونولی" که تا امروز بمثابهء قانون، دربرگيرندهء رسوم وعادات اقوام پشتون است ، قرار داشت _ پشتونولی دین یا مذهب نیست. بلکه مجموعه اصول و قواعدیست که بر مبنای رسوم، سنت‌ها و عادات پشتون‌ها استوار است و در درازنای تاریخ کهن آنها طرز زندگی و شیوه‌های معاشرت آنها با یکدیکر را معین کرده است_ دو سال بعد، اقوام پشتون در تريا بگلی دولت" آزاد پشتونستان" را اعلام نمودند. شورای ملی پشتونها تاسيس ميگردد.افغانستان دولت جديد را فوراً برسميت ميشناسدو تمام قراردادهای منعقده با پاکستان و قبل از همه معائدة ديورند را ملغا اعلام ميکند. در تصویر زیر نقشه "پشتونستان" را میبینید

medium_afghan_paki_border_rel88.jpg

 

از آن زمان تا امروز مطالبات استقلال طلبانه مردم پشتونستان ادامه دارد. پشتون ها را با هیچ وصله ای نمی توان نه به کشور هزار تکه افغانستان چسباند و نه به سرزمین بی هویت پاکستان. پشتون، زبان، پرچم و فرهنگ و آیین مخصوص به خود را دارند که همه آن ها دارای ریشه های اصیل آریایی است

 

به امید آزادی پشتونستان

نقشه اقوام مختلف افعانستان / کلیک کنید و تصویر بزرگ را ببینید

medium_585px-Afghanistan_Ethnoling_97.jpg

 

20 August 2006

دل آرامی

پاینده ایران

 

با خبر شدیم همسر گرامی سرور یزدی از هموندان حزب پان ایرانیست پس از تحمل دوران سخت بیماری سرطان جان بر سر پیمان نهادند. ما که خود سوگوار این غمیم ، این ضایعه را به ایشان و دوستان جوانمان در حزب پان ایرانیست تسلیت و از خداوند ایران زمین شادی و آرامش روح آن زنده یاد را خواستاریم

17:15 Posted in اجتمایی | Permalink | Comments (6) | Email this | Tags: iran

16 August 2006

پایان جنگ

روز های سخت تحمل شنیدن سرود های عربی از تلوزیون و دیدن بیلبوردهای تصاویر و نوشتارهای تازی در خیابان های تهران کم کم به آخر می رسد. جنگ حزب الله و اسراییل ظاهرا به پایان رسیده است. جنگی که برای من تفاوتی نداشت کدام طرف پیروز شود. تنها از ابتدا آرزو می کردم هرچه بیشتر به درازا بیانجامد آن هم به مصداق "از هر طرف که شود کشته نفع ماست" اما چه حیف که دیگر کشورهای عربی طعم شیرین موشک های اسراییل را نچشیدند

 

از منظر دیگری هم این جنگ امیدوار کننده بود. از آنجا که پاره ای این جنگ را نه بین حزب الله و اسراییل، که آزمایشی میان ایران و آمریکا پیش از نبرد نهایی می دانستند. اسراییل از آخریین فناوری های نظامی روز آمریکا در این جنگ سود می برد اما توان تجهیزاتی حزب الله بسیار ناچیز تر از توان ایران است.

 

به هر حال به دوستان توصیه می کنم اگر مانند من از دیدن تصاویر نحس آن تازی در خیابان های ایران زمین به جوش می آیند تا چند روز از تردد در خیابان های اصلی شهرها پرهیز کنند

 

راستی، سکوت محض احمدی نژاد در درازای این جنگ عجیب و کمی هم مشکوک نبود

16:20 Posted in سیاسی | Permalink | Comments (0) | Email this | Tags: iran